محمد تقي جعفري

383

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

وآينده احساس كرد وديد قدرتى در خود او وجود دارد كه مىتواند پس از آگاهى به كميت وكيفيت ضرورتها ، جهشى انجام بدهد و خود را در حلقه هاى والاترى از زنجير موقعيتها ورويدادهاى جبرى قرار بدهد ، حتما دست به چنين جهش بزند وآنگاه تسبيحى به دست بگيرد . و بگويد : اين يك ضرورت ، آن دو ضرورت ، اين جبر سوم ، آن هم جبر چهارم . . . بحثى در مفاد عنوان ابيات مورد نقد وتحليل كه مدلول امر بين امرين است جلال الدين اين مطلب را در عنوان ابيات مورد نقد وتحليل گفته است : « سنت راهى است كوفتهء اقدام انبياء عليه السلام و بر يمين آن ، راه به بيابان جبر است كه خود را اختيار نبيند وامر و نهى را منكر شود وتاويل كند . از منكر شدن امر و نهى لازم آيد انكار بهشت ودوزخ كه بهشت جزاى مطيعان است ودوزخ جزاى مخالفان و ديگر نگويم به چه انجامد . والعاقل تكفيه الاشاره و بر يسار آن ، راه بيابان قدر است كه قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن فسادها زايد كه آن مغ جبرى برشمرد « پس در حقيقت قدر مطلق مانند جبر مطلق در نظر جلال الدين محكوم به بطلان است . اين مطلب مانند شعار رسمى از ائمهء عالم تشيع در فرهنگ اسلامى ثبت شده است ، لذا مناسب است كه منابع اين شعار را متذكر شويم : 1 - هشام بن سالم عن ابى عبد الله عليه السلام قال ان الله اكرم من ان يكلف الناس ما لا يطيقون والله اعز من ان يكون فى سلطانه ما لا يريد . ( 1 ) هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : خداوند كريمتر از آن است كه مردم را به ما فوق توانايىشان مكلف بسازد [ جبر كه عبارت است از ضرورى

--> ( 1 ) مصابيح الانوار ، سيد عبد الله شبر ، ج 1 ص 151 . .