محمد تقي جعفري

367

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

چگونه مىتواند پا روى عوامل جبرى وقوانين حاكمه بگذارد ؟ 5 - پديدهء اين يا آن ، چگونه مىتواند در درون آدمى به وجود بيايد ؟ در صورتى كه هيچ پديدهاى به عنوان اين يا آن در جهان هستى وجود ندارد ، زيرا حقيقت وپديدهاى كه در عالم هستى تحقق پيدا مىكند ، يا اين است واقعا ، يا آن است واقعا . ممكن است جلال الدين در ابيات آينده بعضى از اين مسائل فوق العاده با اهميت را متذكر شود . وبهر حال اگر جلال الدين اين مسائل را متذكر نشود ، نمىتوان گفت : او در مسئله جبر و اختيار بررسى علمى روانى نكرده است ، و روش او در قلمرو فاتاليسم ( جبر از نظر ماوراى طبيعى ) است ، زيرا در همين ابيات چنان كه ملاحظه مىشود ، روش علمى روانى هم پيش گرفته و با مثالهاى معمولى مىخواهد اختيار را توضيح بدهد . براى ملاحظه وبررسى مسائل مزبور ، خوانندهء محترم مىتواند به كتاب جبر و اختيار اين جانب مراجعه فرمايد . ( ( 3009 ) ) در خرد جبر از قدر رسواتر است زان كه جبرى كس خود را منكر است ( ( 3010 ) ) منكر حس نيست آن مرد قدر فعل حق حسى نباشد اى پسر ( ( 3011 ) ) منكر فعل خداوند جليل هست در انكار مدلول دليل به حكم صريح عقل جبر از قدر رسواتر وپوچتر است جلال الدين به رسواتر بودن جبر از قدر كه مىگويد : بشر اختيار مطلق دارد و در كارهاى خويش هيچ گونه وابستگى به خدا ندارد ، چنين استدلال مىكند كه جبريون منكر حس خويش هستند ، ولى قدريون منكر حس نيستند ونقش خود انسان را در صدور كار ناديده نمىگيرند . و چون كار خدا واستناد كار مردم به خداوند محسوس نيست ، لذا انكار