محمد تقي جعفري

362

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

شخصيت آدمى در سر دو يا چند راه است كه انجام داده است ، لذا فراوان اتفاق مىافتد كه همهء علل بروز كار را به دست مىآوريم و با اين كه وضع روانى شخص مورد آزمايش براى ما كاملًا روشن است و اگر انگيزه ديگرى براى كار وجود داشت مىبايست براى ما قابل فهم بوده باشد با اين حال مىبينيم چيزى جز فعاليت خود شخصيت آن شخص وانتخاب كار مفروض وجود ندارد . احتمال دوم - مقصود از حس ، همان وجدان است كه حس درونى از آن تعبير شده است . خود جلال الدين در ابيات عنوان آينده چنين مىگويد . ( ( 3022 ) ) درك وجدانى به جاى حس بود هر دو در يك جدول اى عم مىرود احساس اختيار به وسيلهء وجدان مورد تاييد اغلب فلاسفه ومتفكرين علوم انسانى است . و براى نشان دادن - اين احساس وجدانى بيانات گوناگونى دارند كه در جاى خود مطرح شده است . 2 - امر و نهى و تكليف به طور عمومى خطاب امر و نهى ومفهوم عمومى تكليف براى انسان كشف از وجود اختيار مىكند ، زيرا ( ( 2968 ) ) سنگ را هرگز نگويد كس بيا وز كلوخى كس كجا جويد وفا ( ( 3007 ) ) هيچ گويد سنگ را فردا بيا ور نيايى من دهم بد را سزا اين دليل براى اثبات اختيار به نظر صحيح نمىرسد ، زيرا انسانى كه در اجتماعى از انسانها زندگى مىكند ، از دوران كودكى تعليم وتربيتها وآموزش نيك و بد و ساير آمادگىها او را در مقابل قانون وامر و نهى يك آلت قرار مىدهد كه امر و نهى مانند عامل تحريك آن آلت تلقى مىشود . اين تبعيت از امر و نهى را در درجهاى پست ، در عالم حيوانات وكودكان وديوانگان هم مشاهده مىكنيم ، ولى دليلى بر اختيار آنها نمىشود . بلى ، يك مسئلهء فوق العاده مهم وجود دارد كه مىتواند موضوع امر و نهى و