محمد تقي جعفري

322

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

اى انسان ، با تو هستم ، روى سخنم با جان تست ، بكوش تا جان عزيزت ابديتش را در همين جهان هستى تدارك كند وبتوانى بدين وسيله زاد وتوشهاى براى عبور از پل مرگ دارا شوى . آن خر به خداى رزاق هم اعتمادى نداشت كه روزى او را از غيب عنايت كند خر نمىفهميد كه اگر چه گاه گاهى گرسنگى سراغش را مىگرفت ، ولى فضل الهى او را هرگز بىروزى نگذاشته بود . اين گرسنگىهاى موقت هم يكى از الطاف الهى است . زيرا خوردن دايمى و پر خورى هم براى خود درد وشكنجه دارد .