محمد تقي جعفري

22

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

3 - براى تكميل قيافهء جلال الدين در فرهنگ قرآن وموقعيت اين شخصيت در معارف اسلامى ، آيات مورد استشهاد و تفسير وتطبيق جلال الدين در سه كتاب ديگرش ( 1 ) را نيز متذكر شديم ، تا اين موضوع به خوبى روشن شود كه جلال الدين فرهنگ عالى انسانى خود را مرهون قرآن ومعارف عاليهء اسلامى بوده وتوانسته است در قلمرو روانى ومغزى خويش بهره بردارى كافى از معارف اسلامى بنمايد . 4 - البته اين نكته را نبايد فراموش كنيم كه با همهء عظمت اطلاع وانديشهاى كه جلال الدين دارا بوده وآشنايى بسيار عالى با معارف قرآنى كه داشته است ، همهء تفسيرات واستشهادات وتطبيقات او در بارهء آيات قرآنى مورد قبول همه علماى اسلامى نمىباشد . بلكه مقدارى از نظريات شخصى او در تفسير واستشهاد به آيات قرآنى دخالت داشته ونمىتواند به عنوان نظريات مقبول همگانى تلقى شود . نوع دوم - انعكاس مفاد آيات قرآنى در آثار جلال الدين در كتاب مثنوى اين نوع استفاده از قرآن خيلى فراوان است . به اين معنى كه مضمون قرآنى در بيت آورده شده است بدون اين كه كلمه يا جملهاى از آيه به طور صريح مورد تذكر قرار بگيرد ، مانند صدها بيت در مثنوى كه در توبيخ هوا پرستى ودل باختگى به شهوات گفته شده است . سرچشمهء مضامين آن ابيات در آياتى از قبيل : « أَرَأَيْتَ مَنِ اِتَّخَذَ إِلهَه هَواه أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْه وَكِيلًا 25 : 43 « . ( 2 ) ( آيا در آن شخص مىنگرى كه هوايش را خداى خود قرار داده است ، آيا تو وكيل او هستى ) وارد شده است . ابيات فراوانى را در مثنوى مىبينيم كه توصيه و تحريك به خود نگرى و خود شناسى وارزيابى خود مىنمايد . مضامين اين ابيات را به آياتى امثال :

--> ( 1 ) مكتوبات وفيه ما فيه و مجالس سبعه . . ( 2 ) سوره فرقان آيه 43 . .