محمد تقي جعفري
253
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
عشق وناموس اى برادر راست نيست بر در ناموس اى عاشق مايست ( 1 ) اين موضوع معروف است كه عاشق وارسته را با سر وسامان چكار صحبت ناموس وعشق صحبت سنگ وسبو است ( 2 ) ( ديوان فؤاد كرمانى ) همين عقل نظرى وانديشه ودانش كه در قلمرو مخصوص به خود عالىترين وظيفه را انجام مىدهند . در عشق مجازى مختل وبىهوده ، بلكه مزاحم پديدهء عشق مىگردند ، در صورتى كه : اين محبت هم نتيجهء دانش است كى گزافه بر چنين تختى نشست دانش ناقص كجا اين عشق زاد عشق زايد ناقص ، اما بر جماد ( 3 ) به هر حال انگيزهء عشق مجازى چنان كه گفتيم عبارت است از جلب لذت به سوى خود . اين پديده موضوعات زير را در بردارد : الف - نفى كردن جهان هستى با تمام قوانين وعظمتش واثبات دو چشم و دو ابرو و بينى و دهان زيبا ، اگر چه از نظر روحى نرون باشد : عاشق از معشوق كى باشد نهان چون به او بيند همه كون ومكان ب - بردگى ابدى وسپردن شخصيت و اختيار به دست معشوق . ج - پاى گذاشتن روى همهء نواميس جهان هستى . د - محو كردن نيك و بد از قاموس زندگى . ه - مسخره كردن به انديشه وعقل ودانش در هر مرتبه وقلمروى كه فعاليت كنند . و - حتى خود زشتى وزيبايى وعظمت وپستى نيز به طوفان جنون عشق مبتلا شده از ارزيابىهاى صحيح بر كنار مىشوند . اين نتايج را هيچ عاشق مجازى و انسان شناسى كه در بارهء عشق مجازى به دقت پرداخته است ، نمىتواند منكر شود . همه مىدانند كه - هر چه جز عشق است شد مأكول عشق دو جهان يك دانه پيش نول عشق ( 4 )
--> ( 1 ) دفتر ششم ، ص 361 ب 57 . . ( 2 ) ديوان فؤاد كرمانى . . ( 3 ) دفتر دوم ، ص 102 ب 57 و 58 . . ( 4 ) دفتر پنجم ، ص 325 ب 40 . .