محمد تقي جعفري
19
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
همچنين تعريف وتمجيد جلال الدين از دين اسلام ومنحصر دانستن راه سعادت بشر در اين دين مقدس به اندازه ايست كه شك وترديدى در دفاع وحمايت جدى جلال الدين از اسلام نمىگذارد . هنگامى كه معين الدين امير پروانه را كه مردى مسلمان و از طرف مغول حكمرانى مىكرد مخاطب قرار مىدهد ، چنين مىگويد : « من اين را به امير پروانه براى آن گفتم كه تو اول سپهسالار سپه مسلمانى شدى و ايمان آوردى كه خود را فدا كنم وعقل وراى وتدبير خود را براى بقاى اسلام وكثرت و اهل اسلام فدا كنم تا اسلام بماند و چون اعتماد به راى خود كردى و حق را نديدى و همه را از حق ندانستى ، حق تعالى عين آن سبب را وهن وسعى ترا سبب نقض اسلام كرد كه تو با تاتار يكى شده و يارى مىدهى ، تا شاميان ومصريان را فنا كنند وولايت اسلام را خراب كنى ، پس از آن سبب را كه بقاى اسلام بود سبب نقض اسلام كردى . پس در اين حالت روى به خدا آور كه محفل خوف است و صدقه ها ده كه تا تو را از اين حالت بد كه خوف است برهاند و از حق اميد مبر ، اگر هم ترا از چنان طاعت در چنين معصيت انداخت ، آن طاعت را از خود ديدى ، براى آن در اين معصيت افتادى ، اكنون در اين معصيت نيز اميد مبر وتضرع كن كه او قادر است كه از آن طاعت كه معصيت پيدا كرد ، از اين معصيت طاعت پيدا كند وترا از اين پشيمانى دهد واسبابى پيش آرد كه تو باز در كثرت مسلمانى كوشى وقوت مسلمانى باشى « انه لا يياس من روح الله الا القوم الكافرون » . ( 1 ) ( امير پروانه گفت : شب و روز جان ودلم به خدمت است و از مشغولىها و كارهاى مغول به خدمت نمىتوانم رسيدن . مولانا فرمود : اين كارها هم كار خير است ، زيرا كه سبب امن وامان مسلمانان است ، خود را فدا كردهايد تا دل ايشان
--> ( 1 ) فيه ما فيه ، تقريرات جلال الدين مولوى به قلم فرزندش ، ج 1 ص 23 و 24 . .