محمد تقي جعفري

196

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 2618 ) ) ديدمت در جوع كلب وبىنوا مىشتابيدم كه آيى تا دوا ( ( 2619 ) ) ور نه با تو گفتمى شرح طلسم كان خيالى مىنمايد نيست جسم شد فراموش آن كه گويم مر تو را حال آن شكل مهيب دلربا آيه « إِنَّ اَلشَّيْطانَ لِلإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ 12 : 5 » ( 1 ) ( به تحقيق شيطان براى انسان دشمن آشكارا است ) . تفسير ابيات وقتى كه روباه با سرعت نزد خر آمد ، خر گفت : از مثل تو يار مكر باز بايد ترسيد . ناجوانمردا ، من به تو چه كرده بودم كه مرا پيش اژدهاى مرگ كشيدى ، سبب كينه توزى تو با جان من چه بوده است كه مرا به پنجه هاى شير سپردى تو آن كژ دم بد طبيعتى كه بىآنكه آفتى از انسان به او برسد ، پاى او را مىگزد . يا مانند آن شيطانى كه از انسانها زحمت وكاهشى به او نرسيده با جانشان خصومت مىورزد . اصلا طبيعت شيطان كينه توزى با اولاد آدم بوده و از نابودى آنان شادمان مىگردد . شيطان پليد براى سرنگون كردن آدميان دست از طبع وخوى زشت خود بر نخواهد داشت ، زيرا - خبث ذاتى او بدون احتياج به علت ، ستم وعداوت را جذب مىكند . هر زمان ترا بخر گاهى مىفريبد تا به چاه نابود كننده سرنگونت كند . وعده مىدهد كه بيا ترا به سوى حوض آب وچشمه سارها رهنمون شوم ، مقصودش سرنگون كردن تو در آن حوض است .

--> ( 1 ) سوره يوسف ، آيهء 5 . .