محمد تقي جعفري
184
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
همه افراد جامعه كه يك فردش را ابن ملجم وفرد ديگرش را على بن ابى طالب عليه السلام تشكيل مىدهد ، نيست بلكه انسان هشيار ورشد يافته و با تقوى هستند كه نيروى واقع بينى خود را فداى تلقين نمىكنند . آنان به جهت فرا گرفتن اصول ووظايف انسانى وتصفيه نفس توانستهاند ، مصونيتى در مقابل بيمارىهاى وا گير تلقينات ناخود آگاهانه به دست بياورند . 2 - آيا راى اكثريت اقليت را به اضافهء نظريه بيش از اقليت در بر ندارد ؟ در نظر ابتدايى چنين است كه مزيت راى اكثريت بدان جهت است كه اقليت را در بر دارد به اضافه كميتى بيش از اقليت ، لذا برترى اكثريت به اقليت ، معلول برترى زيادى بر كمى است . اين مطلب محصول نگرشهاى سطحى در پيچاپيچترين وعميقترين مسائل انسانى است ، زيرا : اولا چنان كه اشاره كرديم اكثريت انسانها در همهء تاريخ از انديشه وارادهء منطقى وواقع بينانه محرومند ، زندگى اكثريت يك پديدهء امضايى ديگران است كه اوراق عمر آنان را پر كرده است . مىدانيم كه امضا كنندگان زندگى اكثريت سه عامل اساسى است : غرايز ، عوامل انسانهاى ديگر ، عوامل طبيعى ، اعم از محيط و اجتماع ، اين عوامل است كه مانند دم و انگشت ناى زن صداى نى وجود اكثريت را به وجود مىآورند وآهنگش را معين مىنمايند ( غرايز مانند دم ، عوامل انسانى وطبيعى مانند انگشتان ) ولذا تمام عوامل پيشرفت كه بوسيلهء اكتشاف وقهرمانىهاى بشر به وجود آمده است ، بوسيلهء يك يا چند عدد در هر دورهاى بوده است . بلى ممكن است اگر انسانها به حال خود گذاشته شوند ، تنها امور جاريه را كه به وجود آمده وتثبيت شدهاند درك نموده تا حدودى نظر صحيح در اصلاح وتنظيم آنها بدهند ، ولى نمىتوانند به عنوان اكثريت جنبهء پيش روى داشته و به سازندگىهاى جديد دست بزنند .