محمد تقي جعفري
181
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
ناچار در يك وضع تعديل يافتهاى بهم خواهند رسيد كه هويت هيچ يك از طرفين آن را نمىپذيرد . اين وضع تعديل يافته مانند يك بار سنگين خواهد بود كه به دوش طرفين گذاشته شده و هيچ يك با ميل به آگاهى واراده ، آن وضع تعديل شده را نخواهد تحمل كرد . و براى اين است كه گفته شده است : ولتر در حال انفراد با عظمتتر وآگاه تر از همه جمعيت تفاعل يافتهء فرانسه است . زيرا ولتر در حال انفراد شخصى دانشمند و عاقل وحسابگر وآگاه به رفتار وانديشهء خويش است ، در صورتى كه جمعيت فرانسهء تعديل يافته از نظر دانش وتعقل ومحاسبه وآگاهى ، عناصر اصلى خودش نبوده وحالت مسخ شدهاى دارند . افزايش ارزش يا تباهى در حال جمعيت تفاعل يافته جمعيت تحرك يافته اين خاصيت با اهميت را دارد كه اگر رهبرى وتوجيهش رو به زشتىها وخرابه كارىها باشد ، افزايش نتيجهء تباه آن مانند تصاعد هندسى است مثلًا اگر يك آدم زشت مىتوانست يك درجه زشتى وويرانى به وجود بياورد ، ده نفر زشت وويرانگر ممكن است كار صد نفر را انجام بدهند ، وبالعكس ، اگر يك مرد يك درجه نيكويى وسازندگى به وجود بياورد ، ده مرد متحرك مىتوانند صد درجه نيكويى وسازندگى داشته باشند . زيرا اصل خواستهء جمعيت اگر چه از نيروى درك وانديشه فرد مىكاهد ، ولى در مقابل واقعيتى شبيه به واقعيت ابدى را براى افراد تلقين مىكند وضمانت اجراى آن را هم به عهدهء خود مىگيرد وفرد تلقين يافته در آن جمعيت بدون تزاحم از طرف انديشه و احتمال وسستى فيزيولوژيكى با تمام وجودش به جريان مىافتد ، مخصوصاً اگر پيشتازى كه پيش افتاده و جمعيت را دنبال خود مىكشد ، انسان شناس و موقع ياب بوده و از عوامل استحكام تلقين واثر آن مطلع بوده باشد . همين معنا باعث شده است كه در طول تاريخ گاهى خرافىترين وخيالىترين