محمد تقي جعفري

146

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

كه حق براى انسان پيش آورده است : سازگارى با حق ندارد . عظمت ومطلوبيت وقاطعيت حق ، مقاومت مخصوصى در مقابل عوامل مزاحم به ذى حق مىدهد كه بهر شكل وطريقى كه باشد حالت هجوم يا حد اقل وضع دفاع جدى در انسان به وجود مىآورد . اين هجوم يا دفاع مستند به نيرويى است كه شخص ذى حق در درون خود احساس مىكند . ممكن است جريان امور در خارج به طورى باشد كه دو حالت مزبور ( هجوم يا دفاع ) را خنثى وبىاثر نمايد ، ولى بدان جهت كه دست برداشتن از حق براى انسان ذى حق ، مانند دست برداشتن از حيات يا حيات مطلوب است ، لذا شخص مفروض تا آنجا كه امكان دارد ، عوامل مزاحم حق را به عنوان ضد حيات خويش تلقى خواهد كرد . مقاومت وجديت وتلاش براى احقاق حق ، ناشى از نيروى بزرگى است كه در درون ذى حق ايجاد شده است ، لذا كوچكى و بزرگى و با اهميت يا بىاهميت بودن حق چندان تفاوتى در مقاومت وكوشش شخص ذى حق به وجود نمىآورد . زيرا 5 = 2 × 2 از نظر خلاف واقع بودن همان مقدار موجب اختلال در مغز آدم آگاه به 4 = 2 × 2 است كه 100 = 2 × 2 . آن وضع روانى كه شخص ذى حق پيدا كرده است ، چنان كه گفتيم مربوط به كيفيتى است كه از خود حق به وجود آمده است ، اگر چه وسيلهء ظاهرى آن مقدار اندكى پول يا كار يا كالا يا امور معنوى بوده باشد .