محمد تقي جعفري
135
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مىكنى دل در پاسخش گفت : آرى ، من عمدا اين كار را مىكنم ومىدانم خداى من روزى ده جان وبدنم مىباشد . آزمايش بيش از اين امكان ندارد و اين است قانون روزى كه با پاى خود سراغ برد باران را مىگيرد . تا ناموس الهى را بدانيم و از توكل بر پروردگار سرباز نزنيم . طمع كارى وحرص وآز پرورى نشانى از خرى است كه از درك حقايق امور محروم است . بعد از آن پارساى مسكين دهان بگشود و غذا را خورد و با خويشتن مىگفت : روزى دادن الهى را آزمودم و هر چه كه پيامبر پاك دامن ما فرموده است حق است و جاى شك و شبهه نيست .