محمد تقي جعفري

106

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 2261 ) ) كاشكى مادر نزادى مر مرا يا مرا شيرى بخوردى در چرا ( ( 2262 ) ) اى خدا آن كن كه از تو مىسزد كه ز هر سوراخ مارم مىگزد ( ( 2263 ) ) جان سنگين دارم ودل آهنين ور نه خون گشتى در اين درد وحنين ( ( 2264 ) ) وقت تنگ آمد مرا و يك نفس پادشاهى كن مرا فرياد رس ( ( 2265 ) ) گر مرا اين بار ستارى كنى توبه كردم من ز هر ناكردنى ( ( 2266 ) ) توبه‌ام بپذير اين بار دگر تا ببندم بهر توبه صد كمر ( ( 2267 ) ) من اگر اين بار تقصيرى كنم پس دگر مشنو دعا وگفتنم ( ( 2268 ) ) او همىزاريد وصد قطره روان كاندر افتادم به جلَّاد وعوان ( ( 2269 ) ) تا نمىرد هيچ افرنگى چنين هيچ ملحد را مبادا اين چنين ( ( 2270 ) ) نوحه ها مىكرد او بر جان خويش روى عزراييل ديده پيش پيش ( ( 2271 ) ) اى خدا واى خدا چندان بگفت كان در و ديوار با او گشت جفت آيه « و ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ ولكِنَّ الله رَمى 8 : 17 » ( 1 ) ( آن مشت ريگ را كه انداختى تو نبودى ، بلكه خداوند بود كه آن را انداخت ) . روايت « عن النبى صلى الله عليه وآله : عن الله : مازال العبد يتقرب الى با النوافل حتى احبه فاذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به وبصره الذى يبصر به ويده التى يبطش بها ورجله التى يمشى بها . » ( 2 ) ( بندهء من به وسيلهء اشتغال به عبادات محبوب ( مستحب ) تدريجاً به من نزديك مىشود تا اين كه او را دوست بدارم ، وقتى كه او را دوست داشتم ، به منزلهء گوش او مىشوم

--> ( 1 ) سوره الانفال ، آيهء 17 . . ( 2 ) اين روايت بنا به گفتهء انقروى ، از ابو هريرهء دوسى نقل شده است وروايات ابو هريره بايستى بيشتر مورد دقت قرار بگيرد . .