محمد تقي جعفري
1
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
بسم الله الرحمن الرحيم مناجات اى هست نه بر طريق چونى داناى درونى وبرونى اى امر تو را نفاذ مطلق از امر تو كائنات مشتق اى محرم عالم تحير عالم ز تو هم تهى وهم پر اى سرمه كش بلند بينان در باز كن درون نشينان اى بر ورق تو درس ايام زاغاز رسيده تا به انجام اى عقل مرا كفايت از تو جستن ز من وهدايت از تو ( 1 ) اى خداى آشكار ونهان ، نتوانم تو را با چگونگىها توصيف كنم ، چون تويى كه آفرينندهء چگونگىهايى . اى نزديكتر از من به من ، كدامين پديدهء برونى وراز درونيم را از تو پوشيده بدارم كه آفريننده وداناى درون وبرونم تويى . اى هستى بخش همهء هستىها ، چگونه توانم من بگويم ، به اين كه مىدانم جهان هستى با آن عظمتش مشتقى از امر تو ( باش ) است . اى روشنايى بخش خلوت سراى تحير ، پرده هاى ظلمانى جهل ونادانىهاى دانش نما را از مقابل ديدگانم بردار ، باشد كه چهرهء واقعى اشياء را كه هر يك آيت مخصوصى از جلال وجمال ابديت را نشان مىدهد ببينم . تويى نيرو بخش و سرمه كش چشمان رهروانى كه از رصدگاه هستى به بالا مىنگرند و به اشعهء خورشيد عظمت ربوبيت مىگرايند . خداوندا ، به حال آنان كه در زندان بزرگ جهان هستى بال و پر مىزنند وتوانايى حياتى خود را از دست مىدهند ولاشهء ناچيزشان در گوشهاى از اين زندان با خاك تيره و مار و
--> ( 1 ) ابيات به طور متفرقه از ديباچهء ليلى ومجنون نظامى گنجوى . .