محمد تقي جعفري

8

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

اجتماعيش بپردازد . قضيهء منفى - بىاهميتى جهان برون ذاتى ولزوم روى گردانيدن از آن ، براى پرداختن به درون . اما قضيهء مثبت كاملًا صحيح و از جريانات محسوس ومنطقى برخوردار است واديان الهى روى اين قضيه تاكيد مىكنند وعقل ووجدان سليم هم آن را تقويت مىكند و اما قضيهء منفى كه عبارت است از روى گردانيدن از جهان برون ذات با آن عموميت كه بعضىها در نظر دارند ، اشتباه محض است ، زيرا : اولًا چنان كه در ابتداء اين مبحث گفتيم ، مرز واقعى ميان درون ذات ( انسان به معناى عام ) وبرون ذات جز خيال موهوم چيزى نيست . ثالثاً - مگر انسان از طبيعت زاييده نمىشود و در طبيعت غوطه نمىخورد و تمام اجزاء مركب مادى او ، بلكه سطوح اولى درون او در تماس وتفاعل دايمى با طبيعت بسر نمىبرد ، مگر اين ستارگان وكهكشانها بما چشمك نمىزنند ؟ پس روى گردانيدن از طبيعت برون ذاتى در حقيقت به نوعى از مبارزه با خود ومنتفى ساختن خويشتن مىانجامد . نوع پنجم - كسانى هستند كه نه تنها به انگيزهء شناسايى روان وپديده ها وفعاليتهاى آن ، راهى درون ذات مىشوند ، بلكه مىخواهند ، اگر چه با مقدار اندكى از معلومات درونى هم كه شده است ، تشنگى خود را به كمال مطلوب فرو نشانند ، اينان چنان كه در نوع چهارم گفتيم تا حدودى به ارزش وعظمت جان آدمى پى برده ومىخواهند با خلوص نيت درون خود را كه محور اصلى موجوديتشان است بشناسند و در حدود امكان گام در راه پيش برد آن بردارند . درون گرايى افراد فراوانى از مردم متدين پاك نيت واخلاقيون از اين نوع پنجم است . حتى اينان كارى با اسرار ورموز نهانى آن چه كه در درون مىگذرد ، ندارند چنان كه يك كشاورز با اصول ومبادى عالى زمين و تخم و آب واشعهء آفتاب وهوا