محمد تقي جعفري

6

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

يا ناخود آگاه مىانديشند و نتيجه مىگيرند و مقدمات را براى انديشه فراهم مىسازند ، لذا در سر تا سر مثنوى به استدلال و استنتاج و بهره بردارى از واحدهاى خام انديشه كه به وسيلهء انديشمندان قرون و اعصار گذشته در سطح فرهنگ بشرى تثبيت شده است مىپردازد . جلال الدين همين نكته را متوجه شده با فروتنى كاشف از گنجايش روحى فوق العادهء چنين بيان مىكند . هين بگو تا ناطقه جو مىكند تا به قرنى بعد ما آبى رسد گر چه هر قرنى سخن نو آورد ليك گفت سالفان يارى كند يعنى اى جلال الدين امروز از بيان حقايق امتناع مىورزد و محصول فعاليتهاى روانيت را به بشريت عرضه كن ، اگر هم امروز كسى نتواند گفته هاى ترا هضم كند قرنى يا قرنها بعد فرا مىرسد كه گفته هاى ترا خواهند فهميد . امروز بكوش و براى نو آوردن قرون و اعصار آينده موادى را تهيه ، و در واقع يا بىكمك و مساعدتشان كن . دو - مرحلهء انديشهء ناب ( 1 ) در تعريف اين مرحله از انديشه ، چيزى جز اين نتوان گفت كه عبارت است از گرايش عمل مغز يا روان آدمى به دريافت واقعيات بدون تقيد به قوانين و اصول تثبيت شده ، كار مغز يا روان در اين مرحله درست شبيه به موج شفافى است كه از چشمه سار زلال سر مىكشد و مىخواهد صورتى از آن چه كه در دسترس اوست در خود منعكس بسازد . اين مرحله از انديشه جريان مستمرى دارد كه وابسته به حركت ديناميسم اصل حيات آدمى است كه نخشكيده است . جلال الدين از اين مرحلهء انديشه ، حد

--> ( 1 ) انديشه ناب دو رويه دارد . رويهء مجاور با مرحلهء نيروى واقع يا بى و رويه مجاور انديشهء قانونى . در حقيقت انديشه ناب حد وسط ميان دو مرحله مزبور است كه به قول جلال الدين : پيمانه ايست اين جان پيمانه اين چه داند از عرش مىستاند بر فرش مىفشاند .