محمد تقي جعفري
80
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
گواهى دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم در دنيا ( ( 2455 ) ) پس همين جا دست و پايت در گزند بر ضمير تو گواهى مىدهند ( ( 2456 ) ) چون موكل مىشود بر تو ضمير كه بگو تو اعتقادت وامگير ( ( 2457 ) ) خاصه در هنگام خشم و گفتوگو مىكند ظاهر سرت را مو به مو ( ( 2458 ) ) چون موكل مىشود ظلم و جفا كه هويدا كن مرا اى دست و پا ( ( 2459 ) ) چون همىگيرد گواه سِر لگام خاصه وقت جوش و خشم و انتقام ( ( 2460 ) ) پس همان كس كه موكل مىكند تا لواى راز بر صحرا زند ( ( 2461 ) ) پس موكلهاى ديگر روز حشر هم تواند آفريد از بهر نشر ( ( 2462 ) ) اى بده دست آمده در ظلم و كين گوهرت پيداست حاجت نيست اين ( ( 2463 ) ) نيست حاجت شهره گشتن در گزند بر ضمير آتشينت واقفند ( ( 2464 ) ) نفس تو هر دم بر آرد صد شرار كه ببينيدم منم ز اصحاب نار ( ( 2465 ) ) جزء نارم سوى كلّ خود روم من نه نورم كه سوى حضرت شوم ( ( 2466 ) ) هم چنان كاين ظالم حق ناشناس بهر گاوى كرد چندين التباس ( ( 2467 ) ) او از او صد گاو برد و صد شتر نفس اين است اى پدر از وى ببر ( ( 2468 ) ) نيز روزى با خدا زارى نكرد يا ربى نامد از او يك دم به درد ( ( 2469 ) ) كاى خدا خصم مرا خوشنود كن گر منش كردم زبان تو سود كن ( ( 2470 ) ) گر خطا كشتم ديت بر عاقله است عاقلهء جانم تو بودى از الست ( ( 2471 ) ) سنگ مىگردد به استغفار در اين بود ز انصاف نفس اى جان حر آيه « اَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ . » 36 : 65 ( 1 )
--> ( 1 ) سوره يس ، آيهء 65 . .