محمد تقي جعفري

4

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

منتخباتى از جملات « علم به كجا مىرود ؟ » تاليف ماكس پلانك ( 1 ) 1 - « ما در لحظهء عجيبى از تاريخ زندگى مىكنيم . لحظه‌اى بحرانى به معناى حرفى كلمه است . چنان مىنمايد كه در شاخه هاى مادى و معنوى تمدن خود به نقطهء بحرانى رسيده‌ايم . اين روحيه نه تنها در حالت فعلى كارهاى عمومى تجلى مىكند ، بلكه در وضع عمومى نسبت به ارزشهاى اساسى ، خواه در زندگى شخصى و خواه در زندگى اجتماعى چنين است . بسيارى از مردم برانند كه اين خود نشانهء آغاز يك تولد جديد يا رنسانس بزرگ است ، ولى كسان ديگر نيز هستند كه در اين كيفيت علامات سقوطى را مىبينند كه تمدن ما محكوم به آن است . پيش از اين تنها دين بود كه مخصوصاً از لحاظ دستگاههاى اعتقادى و اخلاقى آن ، در معرض حمله هاى شكاكىگرى قرار مىگرفت . پس از آن بت شكنى به كمال مطلوبها و اصولى پرداخت كه تا آن زمان در سرزمين هنر مورد قبول بود اكنون معبد علم مورد حمله قرار گرفته است . به ندرت مىتوان يك اصل موضوع علمى را پيدا كرد كه در زمان حاضر مورد انكار كسى واقع نشده باشد . و در عين حال تقريبا هر نظريهء ياوه و بىمعناى علمى كه به نام علم پيش نهاد شود ، معتقدان و پيروانى در اين جا يا آن جا پيدا خواهد كرد . ( 2 ) 2 - « آيا براى يافتن شالودهء استوارى كه بر روى آن بتوانيم ديدگاه خود را از طبيعت و از جهان به صورت كلى به شكلى علمى بنا كنيم ، به كجا بايد رو كنيم ؟ در همان لحظه كه چنين سؤالى پيش مىآيد ، ذهن بلا فاصله متوجه صحيحترين علم طبيعى يعنى علم فيزيك مىشود . ولى حتى علم فيزيك هم نتوانسته است از سرايت

--> ( 1 ) در بارهء ماكس پلانك و عظمت آن مرد به يك جمله قناعت مىورزيم : ماكس پلانك كسى است كه از راه دانش فيزيكى به مسايل عالى هستى رهسپار شده و به اضافهء بهره مندى از عالىترين دانشهاى قرن ، انسان نمونه نيز مىباشد . . ( 2 ) علم به كجا مىرود ؟ ماكس پلانك ، ترجمه احمد آرام ، ص 90 و 91 . .