محمد تقي جعفري

62

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

حكم كردن داود عليه السلام بر كشندهء گاو ( ( 2389 ) ) گفت داود اين سخنها را بشو حجت شرعى در اين دعوى بگو ( ( 2390 ) ) تو روا دارى كه من بىحجتى بنهم اندر شرع باطل سنتى ؟ ( ( 2391 ) ) اين كه بخشيدت ؟ خريدى وارثى ريع را چون مىستانى حارثى ؟ ( ( 2392 ) ) كسب را هم چون زراعت دان عمو تا نكارى دخل نبود آن تو ( ( 2393 ) ) آن چه كارى بد روى آن آنِ توست ور نه اين بىداد بر تو شد درست ( ( 2394 ) ) رو بده مال مسلمان كژ مگو رو بجو وام و بده باطل مجو ( ( 2395 ) ) گفت اى شه تو هم اين مىگوييم كه همىگويند اصحاب ستم ؟ تفسير ابيات حضرت داود عليه السلام بمرد فقير ( كشندهء گاو ) فرمود : اين سخنان را مگو و ناديده بگير ، بايد براى اثبات دعوايت حجت شرعى اقامه كنى . آيا تو روا مىدارى من كه پيامبرم و جز به حق نمىتوانم داورى كنم ، بدون دليل در شريعت الهى سنت باطل جارى كنم ؟ بگو ببينم : گاو را به تو كه بخشيده بود ؟ يا از كه خريده بودى ؟ يا به ارث برده بودى ؟ تو چطور مىتوانى محصول را ببرى مگر زراعت كرده‌اى ؟ كسب هم در شرع الهى مانند زراعت است ، مادامى كه تو نكاشته‌اى محصولش به تو متعلق نخواهد بود . همچنين براى كسب هم سبب مشروع لازم است . تو كه چيزى نكاشته‌اى توقع به دست آوردن محصول ستمى است كه مىخواهى بر مدعى ( صاحب گاو ) وارد بسازى . برو ، فورا مال مسلمان را به خودش بر گردان و سخن منحرف مگو ، برو اگر هم مالى ندارى قرضى بگير و عوض گاو را به صاحب گاو بده ، فقير مىگويد : اى سرور عزيز ، تو هم از اين حرفها مىزنى ، تو هم مانند ستمگران با من گفتگو مىكنى ؟