محمد تقي جعفري
53
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
بهترين مجسم كنندهء اين گشايش روانى اشعارى است كه نظامى گنجوى سروده است او در دعاى مقدمهء خسرو و شيرين چنين مىگويد : به آب ديدهء طفلان محروم به سوز سينهء پيران مظلوم به بالين غريبان بر سر راه به تسليم اسيران در بن چاه به داور داور فرياد خواهان به يا رب يا رب صاحب گناهان به محتاجان در بر خلق بسته به مجروحان خون بر خون نشسته به دور افتادگان از خانمانها به واپس ماندگان از كاروانها به ريحان نثار اشك ريزان به قرآن و چراغ صبح خيزان اين گونه انبساط روانى كه در حال نيايش به انسان نيايشگر دست مىدهد ، به طورى كه مىتواند نيازمندى و درماندگى ناتوانان كاروان بشريت را در روح خود دريابد ، عظمتى خيلى بالاتر از بر آورده شدن نياز شخصى خود نيايشگر نيازمند دارد . اى كاش مردم بر آورده شدن احتياجات خود را مانند مقدمهاى براى پيدا كردن چنين حال روحى با عظمت تلقى مىكردند . 2 - آماده شدن دل براى تسليم محض شدن و خود را مانند تابلوى بىاختيار زير دست نقاش ازل و ابد ديدن ، اين آمادگى فرع بر تصفيهء روح از آلودگىها و كثافات درونى است . بهر حال چنان كه ملاحظه مىشود در هر دو زمينه دعا يك ريشه ما وراى طبيعى دارد كه آن را به لطف الهى مربوط مىسازد . همچنين نوع ديگرى از همان ريشهء ما وراى طبيعى ، براى تشخيص مورد استجابت دعا وجود دارد ، در آن مورد يك روشنايى خاصى در دل ايجاد مىشود كه دعا كننده يقين شهودى به پذيرفته شدن دعا پيدا مىكند ، اين يقين قابل بيان و استدلال نيست و با هيچ روش منطقى و رياضى نمىتوان آن را به كسى كه فاقد آن است قابل درك ساخت . چنان كه مفهوم خواستن را در دعاى حقيقى نمىتوان با خواستنهاى ديگر مقايسه نموده و با معرفىهاى منطقى توضيحش داد .