محمد تقي جعفري
551
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 3906 ) ) پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم كانّا إليه راجعون ( ( 3907 ) ) مرگ دان آن كاتفاق امت است كآب حيوانى نهان در ظلمت است ( ( 3908 ) ) همچو نيلوفر برو زين طرف جو هم چو مستسقى حريص و مرگ جو ( ( 3909 ) ) مرگ او آب است و او جوياى آب مىخورد و اللَّه اعلم الصواب ( ( 3910 ) ) اى فسرده عاشق ننگين نمد كاو ز بيم جان ز جانان مىرمد ( ( 3911 ) ) سوى تيغ عشقش اى ننگ زنان صد هزاران جان نگر دستك زنان ( ( 3912 ) ) جوى ديدى كوزه اندر جوى ريز آب را از جوى كى باشد گريز ( ( 3913 ) ) آب كوزه چون در آب جو شود محو گردد در وى و جو او شود ( ( 3914 ) ) وصف او فانى شد و ذاتش بقا زين سپس نى كم شود نى بدلقا ( ( 3915 ) ) خويش را بر نخل او آويختم عذر آن را كه از او بگريختم ( ( 3916 ) ) همچو گويى سجده كن بر رو و سر جانب آن صدر شد با چشم تر آيه « فَقُلْنا اِضْرِبُوه بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ الله اَلْمَوْتى وَيُرِيكُمْ آياتِه لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . » 2 : 73 ( 1 ) ( پس به آنان گفتيم با پارهاى از اعضاى آن گاو به مرده بزنيد بدينسان خداوند مرده ها را زنده مىسازد و آياتش را به شما نشان مىدهد شايد تعقل بورزيد ) . « وَلا تَدْعُ مَعَ الله إِلهاً آخَرَ لا إِله إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه لَه اَلْحُكْمُ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ . » 28 : 88 ( 2 ) ( خداى ديگرى را با الله مخوان ، خدايى جز او نيست . همه اشياء به جز وجه او هلاك خواهد گشت . حكم از آن او است و همه به سوى او باز گشت خواهيد كرد ) . « إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ » 2 : 156 ( 3 )
--> ( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 73 . . ( 2 ) سوره القصص ، آيهء 88 . . ( 3 ) سورهء البقرة ، آيهء 156 . .