محمد تقي جعفري
539
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
از آن كه چه نوايى را مىخواهد ساز كند . زيرا او مانند عياران ماهر تا درس نهايى را در بالاى چوبهء دار نگويد ، يعنى گام به صحنه مرگ و فنا نگذارد ، دست از عشق بر نخواهد داشت . اگر چه به ظاهر آن عاشق دل سوخته روبه بخارا مىرود ، اما نه براى درس خواندن و نه براى درك محضر استاد ، زيرا : ( ( 3847 ) ) عاشقان را شد مدرس حسن دوست دفتر و درس و سبقشان روى اوست عشق ، آن پديده شگفت انگيز هاى و هويى دارد و غوغايى ، سكوتى دارد و آرامش و خاموشى . اما اين سكوت و خاموشى ناشى از آن شكوه و وقار بهت انگيز است كه قيافهء عاشق در ظاهر نشان مىدهد ، با اين كه هياهو و غوغاى درونىاش هرگز با آرامش مبدل نمىشود ، آرى : ( ( 3848 ) ) خاموشاند و نعرهء تكرارشان مىرود تا عرش و تخت يارشان كتاب درس عشاق وفادار نه كتاب زيادات است و نه باب السلسله ( 1 ) ، آنان با سلسله و تسلسل كارى ندارند ، زيرا سلسله اين قوم زلف پيچا پيچ و مشكبار يار بوده و اگر در باره دور گفتگويى كنند ، مقصودشان هالهء دور يار است و بس . و اگر بحث و مسئلهء سرقت پول از كيسه در پيش عاشق مطرح شود ( سرقت از حرز ) كه موجب بريدن دست مىگردد ، عاشق در جواب شما مىگويد : گنج الهى در كيسه هاى مادى شما نمىگنجد ، اگر بحث از طلاق خلغ و مبارات مطرح شود ، بد بين مباش ، زيرا صحبت از بخار است ، در دنيا ذكر هر حققتى خاصيت مناسب با خود دارد ، زيرا براى هر صفت و ماهيت معينى است ، شهر بخارا جايگاه هنرهاست اگر گام براى اندوختن دانش و هنر به بخارا بگذارى به مطلوبت خواهى رسيد . اما اگر با تواضع و فروتنى و براى دريافت حق و حقيقت به بخارا روى بياورى از آن همه دانش و هنرهاى حرفهاى ، فراغت حاصل خواهى كرد .
--> ( 1 ) زيادات نام كتابى است در فقه از تأليفات محمد غزالى و باب السلسله نيز كتابى مربوط به فن آورى ابو حنيفه است . .