محمد تقي جعفري
493
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 3734 ) ) چون كه قبضى آيدت اى راه رو رو آن صلاح توست آيس دل مشو ( ( 3735 ) ) ز انكه در خرجى از آن بسط و گشاد خرج را دخلى ببايد ز اعتداد گرفتگىهاى روانى نبايد انسان راه رو را مأيوس و نااميد بسازد . انقباض و گرفتگىهاى فراوانى در روان انسانهاى رو به تكامل پديدار مىگردد كه گاهى به جهت ابتدايى بودن حركات تكاملى ، انسان رو به ترقى را دچار ياس و نوميدى مىسازد . بلكه اين گرداب روحى گاهى حتى كسانى را هم كه كم و بيش در سازندگى روحى خود قدم برداشتهاند دچار اضطراب و افسردگى مىنمايد . براى توضيح اين پديده و لزوم شكيبايى و تحمل در موقع بروز آن ، نكاتى را متذكر مىشويم : 1 - با نظر به اين كه گرفتگى روانى پديده ايست كه در آن سطح روان ايجاد مىشود كه مجاور طبيعت است ، مسلماً عوامل و انگيزه هايى ، آن را به وجود مىآورد . بعضى از آن عوامل را به عنوان مثال و نمونه ياد آور مىشويم : الف - غالباً پس از هيجان شديد شادىها و خنده ها و طوفانهاى فرح انگيز ، روح آدمى در حالت رجوع به وضع عادى و پيش از استقرار در آن وضع ، احساس سستى و سنگينى و ركود ، بلكه نوعى از قرار گرفتن در تنگنا را در درون خود در مىيابد . اين عامل به طورى فراوان و محسوس و تقريباً دايمى است كه مىتوان آن را به عنوان يك اصل روانى تلقى كرد . گويى اين سستى و سنگينى كيفرى است كه در نتيجه آن هيجان و طوفان بيرون از اندازه ، متوجه انسان مىشود و بدون سر و صدا و آهسته بگوشش مىگويد : كه پديده هاى انسانى و نمودهاى طبيعى آن اندازه قدرت ندارد كه موجب اين هيجان و طوفان گشته و ترا از خود تو بستاند و روان