محمد تقي جعفري

44

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

راه مبتنى شمردن آزادى اراده بر محدوديتهايى كه فيزيك جديد براى قانون عليت قائل شده است به كار مىرود ، هر چند كه اين دو مطلقا وجه مشتركى ندارند . دلائل علمى وجود خدا به همين نوع برون يا بى تعلق دارد . از سوى ديگر شاهد مثال مقاومت سخت كليسا را با دستگاه كپرنيك در دست داريم ، يا از آن تازه تر اعتراضى همگانى را كه بر ضد نظريه اينشتين بر انگيخته شده آن هم بنام ملاحظات عاطفى يا نظرهاى سياسى كه سنخيتى با دانش ندارند ، اما اگر حال بدين سان است سؤالى اساسى در برابر ما مطرح مىشود كه نتايج زيادى بر آن مترتب است : اگر درست است كه موضوعهاى فكر ما به اين اندازه مسائل كاذب از كار در مىآيند ، اگر درست است كه معنى » واژه « » حقيقت « گاهى بر حسب نظر گاهى كه انتخاب مىكنيم عوض مىشود پس بايد گفت كه معرفت علمى ما از نسبيت مبتذلى سر در مىآورد ؟ پس بايد گفت كه قضاوت درست و حقيقت مطلق مستقل از نظر گاهى خاص وجود ندارد ؟ اگر چنين مىبود ناگوار مىبود . نه ، دانش قضايا و احكام قطعى مقرر مىدارد ، همچنان كه اخلاق ارزشهايى اساسى بنيان مىگذارد و اين قضايا و احكام و ارزشها در راس سلسله مراتب خاص خود جاى مىگيرند . در علوم دقيقه ، ثابتهاى معروف به ثابتهاى مطلق مانند كوانتوم اوليه الكتريسته كوانتوم اوليه كنش و جز آن را براى مثال نام مىبرم : وجود اين ثابتها با هر روشى كه تعيين شوند ، همواره تاييد مىشود . مىتوان گفت كه حد نهايى پژوهش علمى كشف چنين ثابتهايى و ربط دادن مجموع فرايندهاى فيزيكى و شيميايى به آنهاست . در قلمرو مذهب و اخلاق حال به همين سان است در اين جا نيز نظر گاهى كه قرار گاه ماست و بر حسب حالات و كيفيات اختيار مىشود غالبا نقش عمده ايفا مىكند . بدين سان است كه اقتضايى اخلاقى چون صميميت گاهى مختنق مىگردد يا دور زده مىشود . از دروغهاى محض رعايت نزاكت كه مواضعات اجتماعى ممكن است از ما طلب كنند و كسى را هم نمىفريبد