محمد تقي جعفري
472
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
جمع و تفريق ميان نفى و اثبات يك چيز از روى نسبت و اختلاف جهت نسبت اثبات با نفى از نخست گر بيانش مىكنى بر گو درست ( ( 3658 ) ) نفى آن يك چيز و اثباتش رواست چون جهت شد مختلف نسبت دوتاست ( ( 3659 ) ) ما رميت إذ رميت از نسبت است نفى و اثبات است و هر دو مثبت است ( ( 3660 ) ) آن تو افكندى كه بر دست تو بود تو نيفكندى كه حق قوّت نمود ( ( 3661 ) ) زور آدم زاده را حدّى بود مشت خاك اشكست لشكر كى شود ( ( 3662 ) ) مشت مشت توست و افكندن ز ماست زين دو نسبت نفى و اثباتش رواست ( ( 3663 ) ) يعرفون الانبياء اضدادهم مثل ما لا يشتبه اولادهم ( ( 3664 ) ) همچو فرزندان خود دانندشان منكران با صد دليل و صد نشان ( ( 3665 ) ) ليك از رشك و حسد پنهان كنند خويشتن را بر ندانم مىزنند ( ( 3666 ) ) پس چو يعرف گفت چون جاى ديگر گفت لا يعرفهم غيرى فذر ( ( 3667 ) ) انهم تحت قبابى كامنون جز كه يزدانشان نداند ز آزمون ( ( 3668 ) ) هم به نسبت گير اين مفتوح را كه بدانىّ و ندانى نوح را زين نمط بسيار آمد در خبر كان به نسبت باشد اى جان معتبر آيه « وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ الله رَمى » 8 : 17 ( 1 ) ( [ آن يك مشت سنگ ريزه و خاك را ] تو نينداختى وقتى كه انداختى بلكه خدا آن را انداخت ) . « اَلَّذِينَ آتَيْناهُمُ اَلْكِتابَ يَعْرِفُونَه كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ اَلْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ . » 2 : 146 ( 2 )
--> ( 1 ) سوره الانفال ، آيهء 7 . . ( 2 ) سوره البقرة ، آيهء 146 . .