محمد تقي جعفري

468

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

براى هيچ كس كشف نشده است ، سزاوار است كه دشوارىدرك واقع را به تاريك بودن و دشوار بودن خود واقعيات مستند نسازيم ، بلكه اين دشوارى مربوط به خود ما است ، زيرا وضع عقل ما در موقعيت نفس ( من ) در آشكارترين موضوع طبيعى شبيه به چشمان خفاش است در مقابل نور آفتاب . ( 1 ) افزايش معلومات در بارهء يك حقيقت غير از شناخت ماهيت آن است . البته مسلم است كه افراد انسانى به جهت اجتماع شرايط مغزى و وسايل مربوطه مىتوانند معلومات بيشترى را در بارهء اشياء چه از نظر تحليلى ( آناليتيك ) و چه از نظر تركيبى ( سنتتيك ) به دست بياورند . يك انسان عامى معلومات بسيار محدودى در بارهء يك عدد سيب دارد ، مانند رنگ و شكل و طعم و بو . اما مرد دانشمند مىتواند در بارهء همان سيب صدها معلومات از نظر علمى و جهان بينى داشته باشد . مثلًا در بارهء هر يك از نمودهاى چهارگانه مزبور معلومات فيزيكى و شيميايى و از نظر ارتباط با اعضاى مربوطهء انسان مثلًا چشم و ذائقه و شامه صدها معلومات فيزيولوژيكى و از نظر زيبايى معلومات فراوانى از ديدگاه زيبايى در بارهء همان يك عدد سيب اندوخته باشد و همچنان از نظر حقوقى و اقتصادى و جهان بينى كلى و غير ذلك ، ولى اين همه معلومات نمىتواند بازيگرى او را در موقع ارتباط با يكى از جهات سيب سلب نمايد . بدين جهت است كه شناسايى ما در بارهء اشياء ( جز من كه با علم حضورى درك مىشود و به هيچ واسطه‌اى حتى طبيعى و وسيلهء ساخته شده احتياج ندارد ) محصولى از بازيگرى و تماشاگرى ما خواهد بود . مسئلهء دوم - جلال الدين مىگويد : ( ( 3651 ) ) ز انكه ماهيات و سرّ سرّ آن پيش چشم كاملان باشد عيان

--> ( 1 ) تفسير ما بعد الطبيعة ، ارسطو ، ابو الوليد محمد بن احمد بن محمد بن رشد ، ج 1 ص 7 . .