محمد تقي جعفري
459
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
فرخ و با شكوه باد آن شجاع قهرمان كه نيرو بر خود ببخشد و اسب خود را به خندق آتش بجهاند و آن را چنان گرم و پر جوش و خروش بسازد كه بتواند اوج آسمان هستى را در پيش گيرد ، آنان كسانى هستند كه چشم از بيگانه و تعصب بر بسته مانند آتش خشك و تر را در كام خود فرو مىبرند . اگر به جهت ملالت خاطر مورد تربيت اثرى نبيند و پشيمانى بسراغش آيد همت والايش آتش در آن پشيمانى زند ، بلكه اگر پشيمانى حرارت و نيروى صاحب قدم تند رو را ببيند ، گام از هستى به نيستى نگذارد .