محمد تقي جعفري

456

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

لذت بار در آمده است . اگر نحس و شومى به طرف آنان رهسپار شود به فال نيكو مبدل مىگردد ، اگر زهر به سوى آنان سرازير شود . شكر شيرين جان فزا خواهد گشت ، سنگها را هم به در گرانبها تبديل خواهد كرد . آرى ، خاك در آن نقطهء وجود ، طلا ، سنگ ، گوهر و آن چه كه پاى ديده مىشود سر مىگردد ، اما چه كنم تو بشر كه هنوز با ديده بشرى مىنگرى نخواهى توانست جز ظواهر بشرى چيزى را درك كنى . بگذاريم و بگذريم ، اگر بخواهم اين كلام را ادامه بدهم ، صد رستاخيز خواهد گذشت و هنوز سخن من ناتمام خواهد ماند .