محمد تقي جعفري
40
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
ترديد به بار نمىآورد ، همچنان كه تجزيه و تحليل يك فرايند جسمانى با قرار گرفتن در نظر گاه روان شناسى غير ممكن است ، به همان سان ارزيابى مستقيم فرايندهايى روانى كه در وجود ما جريان دارند ، بر پايهء نظر گاهى فيزيولوژيكى مقدور نيست در اين شرايط مسئلهء رابطه جسم و روح از زاويهء ديگرى در برابر ما جلوه گر مىشود چه ، در بررسى پديده هاى روانى فيزيولوژيكى بر حسب اين كه آنها را از اين يا آن نظر گاه مورد توجه قرار دهيم ، به نتايج كاملًا متفاوتى مىرسيم . در حالت بررسى از نظر گاه روان شناسى فقط در بارهء فرايندهاى روانى مستقيما چيزى دستگيرمانمىشود و در حالت بررسى از نظر گاه فيزيولوژيكى فقط در بارهء فرآيندهاى جسمانى . بنا بر اين محال است كه به طور مستقيم و از نظر گاه واحدى به فرايندهاى جسمانى و روانى احاطه يابيم و چون براى رسيدن به نتيجهاى روشن ، بجاست كه به نظر گاه منتخب بس كنيم و نظر گاه ديگر را به كنار افكنيم ، مسئله رابطه دو دسته پديده معناى خود را از دست مىدهد : ديگر فقط يا پاى پديده هاى جسمانى در ميان است ، يا تنها پاى پديده هاى روانى و نه هرگز پاى هر دو با هم . ( 1 ) 34 « براى اين كه بتوانيم بگوييم كه فرايندى از موجبيتى على پيروى مىكند ، بايد اين فرايند در جريان خود تحت تأثير خود تجزيه و تحليل ما قرار نگيرد . بدين سان ، هنگامى كه دماى جسمى را اندازه مىگيريم ، نبايد دماسنجى را به كار بريم كه خود ، تغير دمايى را در اين جسم موجب شود ، يا هنگامى كه با ميكروسكپ ياختهء زندهاى را مشاهده مىكنيم ، نبايد از نورى استفاده كنيم كه فرايند بررسى شونده را با مانعى روبه رو كند . آن چه كه در پديده هاى فيزيكى و بيولوژيكى صادق است در حالات و پديده هاى روانى هم صدق مىكند . يكى از اصول ابتدايى روان شناسى تجربى اين است كه اگر شخص
--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 184 تا 190 . .