محمد تقي جعفري

410

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

« قُلْ إِنَّ اَلْمَوْتَ اَلَّذِي تَفِرُّونَ مِنْه فَإِنَّه مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ اَلْغَيْبِ وَاَلشَّهادَةِ 62 : 8 . . . » ( 1 ) ( بگو مرگى كه از آن فرار مىكنيد ، حتما شما را در خواهد يافت ، سپس به سوى خداى داناى غيب و شهود خواهيد برگشت ) . مورد سوم - زندگىهاى تباه و بىاصل كه حيوانات انسان نما در اين دنيا دارا بوده بجاى آن كه نامش را مرگ بگذارند زندگيش مىنامند . بعضى از آيات اين زندگى را مرگ معرفى مىكند مانند : « إِنَّكَ لا تُسْمِعُ اَلْمَوْتى وَلا تُسْمِعُ اَلصُّمَّ اَلدُّعاءَ » 27 : 80 ( 2 ) ( تو نمىتوانى مردگان را بشنوانى و نمىتوانى دعا و دعوتت را به آدم كر بشنوانى ) . « وَاَلَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ . أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ » 16 : 20 - 21 ( 3 ) ( كسانى كه جز خدا را مىخوانند ، چيزى را نمىآفرينند ، آنان خودشان آفريده مىشوند ، آنان مردگانى هستند و زنده نيستند و نمىدانند چه موقعى مبعوث خواهند گشت . ) در مقابل اين مورد سوم به اضافهء ابديت روح كه از يك جهت همگانى است . كسانى را كه در راه اعلاى كلمهء حق كشته مىشوند زنده و پاينده معرفى مىنمايد . مانند : « وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ الله أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَلكِنْ لا تَشْعُرُونَ » 2 : 154 ( 4 ) ( به كسانى كه در راه خدا كشته شده‌اند ، نگوييد كه مرده‌اند ، بلكه آنان

--> ( 1 ) سوره الجمعة ، آيهء 8 . . ( 2 ) سوره النمل ، آيهء 80 . . ( 3 ) سوره النحل ، آيهء 21 . . ( 4 ) سوره البقرة ، آيهء 152 . .