محمد تقي جعفري
32
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
آشكارا به چشم مىخورد ، به خلاف آن ، شعار مذهبى بر چيزى دلالت دارد كه از خود شعار فراتر مىرود ، ارزش شعار هر اندازه هم بر اثر قدمت و به تأثير سنت ، كيفيت قدسى پيدا كرده باشد در خودش تمام ن مىشود . بجاست كه در اين باره تاكيد شود چون هالهء حرمتى كه بر گرد بعضى از شعارهاى مذهبى بسته مىشود تابع تبدلاتى است مشروط به تحول فرهنگ ، و اين به سود روحيهء مذهبى حقيقى است كه درست روشن سازد كه اين تبدلات را در آن چه كه در پس شعار مذهبى يا بر فراز آن جاى دارد راهى نيست . ( 1 ) 27 » خدا نشناسان با حمله بر اين شعائر و نمودگارهاى مذهب مىپندارند كه به خود مذهب گزند مىرسانند و براى نيشخند خود غرابت برخى از عادات و تظاهرات دينى را حجت مىگيرند ، مذهبيانى كه تا اكنون در برابر اين شيوهء رزمى از پا در آمدهاند كم نيستند ، بهترين وسيلهء برابرى با اين خطر ، تلقين اين فكر است كه يك شعار مذهبى هر اندازه مقدس باشد ، هيچ گاه ارزش و اعتبار مطلق ندارد ، بلكه محدود به آن است كه به طريقى كم و بيش ناقص بر حقيقتى برتر دلالت كند كه به ادراك مستقيم حسى در نمىآيد . » ( 2 ) مذهب نيز مانند ارتش يا هر جماعت ديگرى كه با وظايف بزرگى روبه رو باشد به شعائر و مناسكى منطبق با خود نياز مطلق دارد ، شعائر آن چيزيست كه نيروى خيال چون به جهان بالا روى كرد از همه والاتر و براى حرمت سزاوارترش مىبيند . چيزى كه هست : هرگز نبايد فراموش كرد كه حتى مقدسترين شعائر منشئى انسانى دارد . بشريت اگر اين حقيقت را هرگز از نظر دور نداشته بود ، از چه رنجها كه معاف مىماند جنگهاى مخوف مذهبى آزار و شكنجهء اهل رفض در نهايت امر جز از تباين استنباطى كه هر مذهبى از موجه بودن خود داشت و جز از اين امر كه ايمان به خدا را با تظاهرات اين ايمان يعنى با مشرب فرقهاى مذهبى يكى شمردهاند ، ناشى نشده است . هيچ چيز مشوش كننده تر از ديدن اين منظره نيست كه دو حريف ، از
--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 161 . . ( 2 ) همان مأخذ ، ص 162 . .