محمد تقي جعفري

331

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

تفسير ابيات اى جان من ، داستان عقاب و ربودن كفش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسيلهء عبرتى است براى تو كه رضايت به حكم الهى را براى تو تعليم مىدهد . در اين داستان و نظاير آن دقت كن شايد كه زيرك و هشيار باشى و در حوادث ناگهانى فورا بد گمان نگردى ، اگر هم ديگران از بيم آن حوادث زرد شوند ، تو مانند گل خندان باش و سود و زيان به نوسانات در نياورد . تو اگر گلى را پر پر كنى و برگهايش را از همديگر جدا كنى از آن وضع زيبايش منصرف ن مىشود و خندهء خود را رها نمىسازد . گل كه هم دم خار است ، همواره با خويشتن مىگويد : چرا به جهت يك خار در غم و اندوه فرو روم ، مگر من خنده را از خود خار به دست نياورده‌ام . هر مطلوب مورد علاقه ات را كه صرصر تند وز قضا از دستت بربايد ، نه تنها غم و اندوهى بخويشتن راه مده ، بلكه شادان و شكوفان باش كه بلا و آفت سختترى را از تو دور ساخته است . عرفان چيست ؟ دريافت خوشحالى در قلب در موقع ورود اسباب غم و اندوه . اگر قضاى الهى عذابى براى تو بفرستد ، مانند همان عقاب است كه موزهء پيامبر را ربود و به هوا رفت تا مار را از آن بيرون كند و پاى پيامبر را از نيش مار مصون بدارد . اى خوشا بان عقل كه گرد و غبار جهل و هوى چهرهء آن را تاريك نساخته است . خداى ما فرموده است : به آن چه كه از دست شما مىرود تاسف نخوريد ، اگر گرگى بيايد و گوسفندتان را هلاك كند حسرت نخوريد و ناراحت نباشيد . آرى هرگز به از دست رفته ها غمگين مباشيد ، زيرا رفتن كهنه‌اى از دست همواره آمدن مطلوب نوى را نويد مىدهد . پس در مقابل بلاها و زيانها خود را بچنگال اندوه مسپار ، زيرا چنان كه گفتيم : بلا و زيان كوچك بدبختىها و گرفتارىهاى سختتر و بزرگتر را دفع مىكند . وقتى كه مالى از دست مىرود ، ناراحت مباش ، زيرا مال زياد جز و بال چيزى نيست .