محمد تقي جعفري
317
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
جلال الدين : دنبال آبى كه در پيالهء كوچكى پيش روى آنان مىگذارند نمىروند بلكه ، بدنبال دريافت اساس و نتايج تشنگى و سيراب شدن مىروند و اقيانوسها بسراغشان مىآيد . احساس نقص به جهت جهل به طعم يك ميوه با خوردن مقدار ناچيزى از آن بر طرف مىشود ، اما احساس نقص به جهت جهل به واقعيات را با فرا گرفتن چند كلمه حرفهاى و اشباع كردن آن ، اجابت نمودن اشتهاى كاذب است نه ميل واقعى . تقاضا و ميل واقعى به حقيقت جز با خود همان حقيقت اشباع نخواهد گشت . ( ( 3214 ) ) رو بدين بالا و پستىها به دو تا شوى تشنه و حرارت را گرو قدم زدن خرامان در راه هموار زندگى استعدادهاى نهفتهء انسانى را به فعاليت نمىرساند سنگلاخها و فراز و نشيبها و سختىهاى جادهء زندگى مانند ابزار و آلاتى است كه در دست من انسانى قرار گرفته و « من » مىتواند با آن ابزار و آلات معادن نهفتهء وجود انسانى را استخراج و آنها را در معرض استفادهء خود و ديگران قرار بدهد تكاپو در آن ناهموارىها و بالا و پستىها ، مىتواند استعداد و مىخواهمهاى واقعى انسانى را و به قول جلال الدين تشنگى حقيقى او را آشكار بسازد . راز موفقيت قهرمانان سازندهء تاريخ همين بوده است و بس . آنان بدون درك و ارزيابى استعداد و تشنگىهاى خود ، با ساير افراد معمولى هيچ تفاوتى ندارند . بلكه گروهى از آنان را سراغ داريم كه اگر در راه به دست آوردن استعداد و تشنگى خود تلاش نمىكردند . از آدمهاى معمولى ناتوانتر بودند . تفسير ابيات در اين دنيا هر چه به وجود مىآيد و نشو و نما مىكند ، براى رفع نيازى است