محمد تقي جعفري

290

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

بازار زندگى بر نداشتند . آيا در همين كارگاه زندگى سودى بالاتر از اين سراغ داريد كه آتش به ابراهيم رام شد ، دريا به موسى راه داد ، مرده‌اى با نفس عيسى زنده شد ، سايه بر سر محمد صلى الله عليه و آله افكند و احتمال مىرود منظور ابرى باشد كه چنان كه در بيت زير آمده است : و الغامة ظللته إذ مشى و تقيله إذا ما الشمس حر ( و ابر بر آن حضرت ( پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ) سايه انداخت و موقعى كه آفتاب گرم مىشد او را از گرما حفظ مىكرد . ) آهن به حضرت داود مانند موم شد ، باد بنده و تسليم هود گشت . چوب خشكى براى دفع دشمن از موسى اژدها شد و تار عنكبوتى پرده‌اى براى حفظ پيامبر اسلام در غار گشت .