محمد تقي جعفري
259
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
دعاوى چهارگانهء فوق ناشى از آن احتياج و كمبود روحى است كه ادعا كنندگان گمان مىكنند با چسباندن انسانها به خود با سريش سست و بىاساس دعاوى مزبوره مىتوانند آن نقص را جبران نمايند . اين اشخاص بدون اين كه متوجه شوند به شمارهء افرادى كه مىخواهند آنان را بپرستند ، كمبود شخصيت دارند و مىخواهند با خود نمايى و جلب پرستش ديگران آن را ترميم نمايند هيهات يك انسان كه اين اندازه درك ندارد ، يا اين همه انرژى صرف مىكند كه دركش را خنثى نمايد و نداند كه دعاوى فوق نه تنها آن قدرت را ندارد كه انسانهايى را كه ذاتا وابستهء خدا هستند ، به خود گره بزند ، بلكه خود بدون توجه پرستش انسانهايى را مورد پرستش قرار داده است كه حتما پستتر از خود او مىباشند و خود را با مطالبه پرستش آنان تا حد پستترين آنها تنزل مىدهد ، تا بتواند خود را بان پستترين موجود ، محبوب بسازد تا عبوديت او را به خود جلب كند . به عبارت ديگر با ايجاد لزوم پرستش خود در دلهاى ديگران اولًا شخصيت آنان را نابود ساخته ، پس از نابودى شخصيتشان ، تفالهء انديشه ها و تخيلات و هوى و هوسهاى آنان را وادار كرده است كه در مقابل آن طالب پرستش به زانو بيافتند . مطلبى را كه ژان ژاك روسو در ذيل با منطق عالى بيان مىكند : يكى از نتايج اصلى است كه متذكر شديم : « بنا بر اين اگر ملتى فقط تعهد كند كه اطاعت نمايد ، بواسطهء همين تعهد منحل مىشود و از صورت يك ملت خارج مىگردد ، يعنى با بودن ارباب و صاحب اختيار ، حكومت ملى از بين مىرود و هيئت عمومى منحل مىشود » . ( 1 ) تفسير ابيات حضرت موسى عليه السلام در بيت المقدس در كوچكى ساخت ، تا سرهاى آن مردم به طور
--> ( 1 ) قرار داد اجتماعى ، روسو ترجمهء غلامحسين زيرك زاده ، ص 61 . .