محمد تقي جعفري
250
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
بيان آن كه حق تعالى صورت ملوك را سبب مسخر كردن جباران كه مسخر حق نباشد ساخته است چنان كه موسى عليه السلام باب صغير ساخت بر ربض ( 1 ) قدس جهت ركوع جباران بنى اسرائيل وقت در آمدن كه ادخلوا الباب سجداً و قولوا حطة نغفر لكم ( ( 2996 ) ) ساخت موسى قدس در باب صغير تا فرود آرند سر قوم زحير ( ( 2997 ) ) ز انكه جباران بدند و سر فراز دوزخ آن باب صغير است و نياز ( ( 2998 ) ) آن چنان كه حق ز لحم و استخوان از شهان باب صغيرى ساخت هان ( ( 2999 ) ) اهل دنيا سجدهء ايشان كنند چون كه سجدهء كبريا را دشمنند ( ( 3000 ) ) ساخت سرگين دانگى محرابشان نام آن محراب مير و پهلوان ( ( 3001 ) ) لايق اين حضرت پاكى نه ايد نى شكر نى ، ليك در صورت نىايد ( ( 3002 ) ) آن سگان را اين خسان خاضع شوند شير را عار است كاو را بگروند ( ( 3003 ) ) گربه باشد شحنهء هر موش خو موش كه بود تا ز شيران ترسد او ؟ ( ( 3004 ) ) خوف ايشان از كلاب حق بود خوفشان كى ز آفتاب حق بود ( ( 3005 ) ) ربى الاعلى است ورد آن شهان رب ادنى در خور اين ابلهان ( ( 3006 ) ) موش كى ترسد ز شيران مصاف بلكه آن آهو تكان مشك ناف ( ( 3007 ) ) رو به پيش ديگ ليس اى كاسه ليس تُش خداوند و ولى نعمت نويس ديگ ليسى كاسه ليسى را بجو تُش خداوند و ولى نعمت بگو ( ( 3008 ) ) بس كن ار شرحى بگويم دور دست خشم گيرد مير و هم داند كه هست ( ( 3009 ) ) حاصل آن آمد كه بد كن اى كريم با لئيمان تا نهد گردن لئيم ( ( 3010 ) ) با لئيم نفس چون احسان كند چون لئيم آن نفس چون كفران كند ( ( 3011 ) ) زين سبب بد كاهل محنت شاكرند اهل نعمت طاغيند و ماكرند
--> ( 1 ) ربض ديوار پيرامون آبادى .