محمد تقي جعفري
243
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 2976 ) ) گفت من كردم جوانمردى به پند تا رهانم من تو را زين خشك بند گويد او آزرده مىگشتى چه سود من بسى گفتم تو را روزى نبود ( ( 2977 ) ) از لئيمى حق آن نشناختى مايهء ايذا و طغيان ساختى ( ( 2978 ) ) اين بود خوى لئيمان دنى بد كند با تو چو نيكويى كنى ( ( 2979 ) ) نفس را زين صبر مىكن منحنيش كه لئيم است و نسازد نيكوييش ( ( 2980 ) ) با كريمى گر كنى احسان سزد هر يكى را او عوض هفت صد دهد ( ( 2981 ) ) با لئيمى چون كنى قهر و جفا باز در دوزخ نداشان ربنا ( ( 2983 ) ) كه لئيمان در جفا صافى شوند چون وفا بينند خود جانى شوند آيه « وَما عَلَيْنا إِلَّا اَلْبَلاغُ اَلْمُبِينُ . قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ . قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَإِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ . » 36 : 17 - 19 ( 1 ) ( پيامبران گفتند : ما جز ابلاغ آشكار چيزى به عهده نداريم . آنان گفتند ما به وجود شما فال بد زدهايم ، اگر از دعاوى خود دست بر نداريد ، شما را سنگسار مىكنيم و عذاب دردناكى از ما به شما خواهد رسيد . پيامبران در پاسخ آنان گفتند : فال بد شما با خود شما است اگر متذكر شويد ، بلكه شما مردم اسراف كنندهايد ) . « قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَكُنَّا قَوْماً ضالِّينَ . رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ » 23 : 106 - 107 ( 2 ) ( تبه كاران در دوزخ مىگويند : اى پروردگار ما ، شقاوت ما بر ما غلبه كرد و ما
--> ( 1 ) سوره يس ، آيهء 17 و 18 و 19 . . ( 2 ) سوره المؤمنون ، آيهء 106 و 107 . .