محمد تقي جعفري

227

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

براى بر طرف كردن جهل و نادانى صدها مقدمات و شرايط به دست نمىآوريم ؟ آيا در اين راه زحمات و مشقتهاى فراوان متحمل ن مىشويم ؟ پس با اين ملاحظات ما انسانها مىتوانيم در اين دنيا كارهايى را انجام بدهيم ، شما جبريون مىگوييد ، همهء اين كارها و جنب و جوشها هم مستند به عوامل جبرى است بگوييد ، چه مانعى دارد ؟ اگر جنگ و غائلهء جبر و اختيار با تبديل لفظى به لفظ ديگر خاتمه خواهد يافت چرا معطليد ؟ به آكاديمىهاى مربوط دستور بدهيد : پس از اين بجاى كلمهء اختيار عامل جبر به كار برند . بتوضيح اين كه : - 1 - همهء انسانها به اندازه قدرت و شرايط و موقعيتى كه در زندگانى دارند ، مشغول فعاليتاند . 2 - نقش فعاليتهاى انسانى در روى مواد هستى و ارتباطات نمودار مىگردد و چنين نيست كه كار انسانى نتواند تغييرى در مواد هستى و انسانها و روابط ميان آنان ايجاد نمايد . 3 - انسان با پيش رفت تدريجى و ناگهانى در به دست آوردن ريشهء شخصيت مقاومتى در مقابل انگيزه ها و عوامل طبيعى و انسانى به دست مىآورد و از حالت انفعالى و نقش پذيرى به حالت فاعلى و ايجاد كنندهء نقش تغيير موقعيت مىدهد . اين سه موضوع بديهىتر از آن است كه حتى ديوانه ترين سوفسطايى هم بتواند ترديدى در آن داشته باشد . بنا بر اين مىگوييم : انسانى كه در خود توانايى انجام كارى را احساس كند يا بر كنار شدن از كار زشت براى او امكان پذير است كار نيكو را انجام بدهد و از كار زشت پرهيز كند ، و عواملى را كه موجب انجام كار نيكو و ترك كار زشت مىشود در خود به وجود بياورد و با تمام صراحت و قاطعانه نامش را جبر بگذارد . شما كه در كودكى تمام شخصيت خود را در مقابل عروسك مىباختيد ، با پيش رفت شخصيت مقاومتى در شما ايجاد گشته است كه انگيزگى عروسك به كلى در نظر شما ساقط شده است .