محمد تقي جعفري

222

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

كه بتواند گنجايش وجودم را داشته باشد ؟ تو هم اى انسان ، مانند همين سگ نزديك بين هستى . كه - ( ( 2892 ) ) استخوان حرص تو در وقت درد در هم آيد خرد گردد در نورد آن گاه به فكر توبه مىفتى و مىگويى : توبه خواهم كرد . و در روز سخت به توبه پناه خواهم برد . ولى - ( ( 2894 ) ) چون بشد رنج و شدت آن حرص زفت همچو سگ سوداى خانه از تو رفت برويد سپاس نعمتهاى خداوندى را بجاى آوريد ، سپاس نعمت بهتر از خود نعمت است ، سپاس گزار هرگز در نقمتها فرو نمىرود ، شكر در حقيقت جان و مغز نعمت ، و نعمت پوست آن است ، زيرا نعمت مزيتى براى موجوديت تو است ، و شكر نعمت ترا رهسپار كوى محبوب مىسازد . اگر آگاهى را از دست بدهى ممكن است نعمت موجب غفلت شود ، در صورتى كه خاصيت اساسى شكر آگاهى و بيدارى است . به وسيلهء شكر خداوندى تمام نعمتهاى الهى را مىتوانى بدست بياورى . شكر گذارى نعمتى است كه ديده گان ترا اسير و خودت را سرور و غنى مىسازد ، تا بتوانى صدها نعمت به فقرا و بىنوايان ببخشى . آن گاه از طعام و نقل الهى سير خواهى خورد ، اين سير شدن شكم خوارى و گدا منشى را از تو دور خواهد ساخت . نعمت خداوند بخشاينده را سپاس گزار باشيد . باشد كه سر و مغز منحوستان را متلاشى نكنيد . آرى : شكر جذب نعمت او فر كند كفر نعمت مرد را كافر كند