محمد تقي جعفري

209

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

جنگ قدرتمندترين پيلها را از پاى در آوردند . همواره خشم دل مردان الهى آن همه پيلان و شاهان ستمكار را سنگسار مىكرد . آن تبه كاران براى ابد از يك تاريكى در مىآيند و در تاريكى ديگر فرو مىروند ، نه پناهى دارند و نه رحمت حق دستشان را مىگيرد . مگر نام نيك و بد كه قرون و اعصار را زير پا مىگذارد و همواره در مقابل ديده گان انسانها در روى دو دست تاريخ نمودار مىشود ، نشنيده‌ايد . اگر هم شما غوطه وران در درياى غفلت نشنيده و نديده‌ايد ، همگان شنيده و ديده‌اند . آرى حتى شما هم ديده‌ايد ، ولى پرده‌اى از غفلت و هوى پرستى جلو چشمانتان را گرفته است كه آن همه ديده ها را ناديده مىانگاريد ، باشيد ، تا دست مرگ به سوى شما دراز شود و پرده را از جلو چشمانتان بر دارد . اگر دو جهان پر از خورشيد و نور باشد ، وقتى كه تو به گور تاريك به روى ، از آن نور با عظمت بىنصيب و از آن ماه دل افروز شعاعى به تو نخواهد تابيد . تو وقتى كه با اختيار خود از كاخ سر به ملكوت افراشتهء هستى فرود آمده و به قعر چاه تاريك رهسپار شوى تقصير اين همه جهانهاى پهناور چيست ؟ آن جان آدمى كه هنوز در اوصاف گرگى غوطه ور است ، چگونه مىتواند روى دلارام يوسف عليه السلام ببيند . [ ترجمه ابيات عربى ] : اى قوم سبا پيامبران عظام را تصديق كنيد و تصديق كنيد آن ارواح بزرگ را كه عشق الهى از ميان اهل سبا به خود ربوده و جلب كرده است . آنان را بپذيريد ، زيرا آنان خورشيدهاى درخشانى هستند و شما را از رسوايىهاى روز قيامت در امان نگه مىدارند . به آنان تسليم شويد ، زيرا بدرهاى فروزانى هستند . تسليمشان شويد ، پيش