محمد تقي جعفري
203
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
گفت : دهل مىزنم . بيمار گفت : موقعى كه طبل زده مىشود ، بانگى از طبل بر مىآيد ، بانگ دهل تو كو و كجاست ؟ دزد پاسخ داد : هنگامى كه شب بپايان رسد و روز روشن شود ، بانگ اين طبل را از نعرهء يا حسرتا ، وا ويلتاى اهل اين خانه خواهى شنيد ، پس از آن كه كارم را كردم و رفتم ، تو به صداى دهل و تمام جزو و كل نتيجهء كار من آگاه خواهى گشت . آن مثال خرگوش و فيل را كه شما تبه كاران بما پيامبران گفتيد ، دروغ است و كژ است و تصنعى است . كه حتى انحراف آن را خودتان هم نمىدانيد ، اى تبه كار نيم خام ، پيش پايت بنگر ، خودت را مورد دقت قرار ده . برو ، در آتش الهى پخته شو ، براز آن خرگوش و آن شيطان فضول كه به عنوان نماينده ماه به سوى نفس تو مىآيند توجه داشته باش كه نفس فريب خوردهء ترا از آن آب حيات كه خضر آشاميده بود محروم خواهد كرد . تو كه معانى حقايق را وارونه مىكنى و در كفر غوطه ور مىگردى آماده نيش زهر آگين مشيت الهى باش .