محمد تقي جعفري
182
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
و شايستهء رهرو و منزلگه كمال است و اين گونه اشخاص مىدانند درد و بيمارى خود را در چه موقع و بكدامين انسان ابراز نمايند . آنان با اظهارات جريان درونى خويش نالهء بيمارى را مجسم مىسازند كه در جستجوى طبيب و دواست . صورت دوم - كسانى هستند كه از ابراز انحراف و تيرگىهاى درونى قصد بهبودى روانى را ندارند ، بلكه مىخواهند واقعيتى را بى طرفانه ابراز كنند . اگر اينان متوجه انحراف و تباهى درونى خود باشند و بدانند كه وضع پليدى را آشكار مىكنند ، اگر داراى وجدان و عقل سليم باشند ، خود از بوى عفونى اظهارات خود متنفر خواهند گشت و اين تنفر تدريجا ممكن است آنان را بملاحظهء شرايط اظهار انحراف و تشخيص كسانى كه بايستى با آنها در ميان بگذارند ، وادار كند و اگر به انحراف و تباهى درونى خود متوجه نباشند ، از گروه نادانها هستند كه بيمارى خود را درك نمىكنند و چون از درك بيمارى خود ناتوانند ، ناخود آگاه آن بيمارى را به ديگران هم سرايت مىدهند ، چاره و جلوگيرى اين اختلال و بيمارى به عهدهء تعليم و تربيتهاى صحيح است كه راه رشد و بهداشت روانى را براى انسانها هموار كند . صورت سوم - اشخاصى هستند كه ابراز انحراف و كورى را براى اشباع حس خود خواهى شان به كار مىبرند : اين گونه افراد هر قدر هم كم و معدود باشند ، آسيب روانى شان به افراد اجتماع خيلى زياد و خطرناك است . البته اين گونه تبه كاران غالباً مىخواهند اظهارات خودشان را موجه نشان بدهند . مثلًا آزاد منشى يا زيادى دانش خود را بمردم اثبات كنند ، ولى نمىدانند كه وجدان عمومى اجتماعات بشرى داراى شامهء بس قوى است كه دير يا زود عطر را از بوى عفونى تشخيص خواهد داد . اينان از جلب شدنهاى موقتى دل خوش مىدارند و همين مقدار شخصيت آنان را اشباع مىكند كه بگوششان برسد كه مردم در بارهء آنان اعتقاد آزاد منشى و تازه گرايى و اصل پاره كنى دارند . بلى مردم ، مردم ، نه حقيقت و واقعيت