محمد تقي جعفري

179

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 2698 ) ) دفع علت كن چو علت خو شود هر حديث كهنه پيشت نو شود ( ( 2699 ) ) تا كه از كهنه بر آرد برگ نو بشكفاند كهنه صد خوشه ز گو مربيان الهى هستند كه تربيت يافتهء حقند و مىتوانند بيمارىهاى روح آدميان را معالجه كنند . [ ممكن است شما بگوييد : اين بيمارىهاى روحى چنان محكم و فولادين هستند كه با هيچ وسيله نمىتوان آنها را شكافت و از بين برد ] پاسخ شما روشن است ، زيرا آن عصاى چوبين كه در دست طبيب تعليم يافته الهى بود ، دريارا شكافت و كوچه هاى خشك از آن دريا در آورد . طبيبان حق بهمهء سدهاى فولادين و بهمهء بيمارىهاى ريشه دار مسلطاند و مىتوانند آنها را از بين ببرند . شما طبيبان الهى را با طبيبان طبيعت مقايسه نكنيد . گروه دوم از حركت نبض و ساير آثار طبيعى به ظواهر درون آدميان راه مىيابند ، اما گروه اول بدون واسطه راه به دلها دارند ، زيرا از افق بسيار عالى به درون انسانها مىنگرند . طبيبان طبيعى سر و كارشان با غذا و ميوه و ساير عناصر بنيادى زندگى حيوانى است ، اما طبيبان ربانى با اعمال و گفتار انسانها در پرتو نور جلال الهى ، به درون انسانها راه مىيابند و حقش را از باطلش جدا مىكنند . آرى ، ما طبيبان حق خوبىهاى واقعى را از بديهاى واقعى تفكيك مىكنيم و پيش رويتان مىگذاريم . آن گاه اختيار با شما است كه زهر را انتخاب كنيد يا شكر شيرين را . طبيبان طبيعى به وسيلهء ديدن و تجزيهء بول واقع را به دست مىآورند ، ما طبيبان حق سر چشمهء معرفت را از الهام الهى مىگيريم و هرگز توقع پاداش از كسى نداريم ، زيرا دستمزد ما از خود خدا است . هم اكنون ما به بيماران كهنه اعلان مىكنيم كه هر دردى را مىتوانيم معالجه كنيم و براى هر دردى دوايى داريم .