محمد تقي جعفري
175
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مسئلهء دوم - آيا رسوب كردن جوهر مخصوصى در روح داراى ارزش است ؟ اگر مقصود از جوهر مفروض يك حالت فعال در روح باشد كه از ميخكوب شدن روان و پيشانى به خاك ساييدن آن در مقابل بتهايى كه رويدادها به بشريت عرضه مىكنند ، جلوگيرى نمايد ، چنين جوهر مفروض اگر چه بندرت اتفاق مىفتد يا بندرت مورد بهره بردارى منطقى قرار مىگيرد ، داراى ارزش وسيلهاى مىباشد زيرا جوهر مفروض در اين حال مانند نيروى بسيار مفيد است كه در اختيار يك دستگاه ماشينى قرار گرفته است كه داراى هدايت كنندهء عاقل و مختار مىباشد . اگر جوهر مفروض از نوعى باشد كه در مسئلهء يكم متذكر شديم نه تنها ارزشى ندارد ، بلكه يك حالت مبارزه با ارزشها و واقعيات در روح انسانى ايجاد مىكند . مسئلهء سوم - آيا تعليم و تربيت در تضعيف و تشديد و وجود و عدم جوهر مفروض موثر است يا نه ؟ اگر از نظر علوم روانى و فلسفى ريشه هاى جوهر مفروض به وراثت و عوامل اوليهء دوران كودكى مستند نبوده باشد و وجود اين جوهرها ضرورى و طبيعى تلقى نشود ، تعليم و تربيت هم در به وجود آوردن جوهرها و هم در نابود ساختن ، و تضعيف و تشديد آنها مىتواند موثر بوده باشد ، زيرا بنا به اين فرض جوهرهاى رسوب يافته از قبيل عوارضى مىشوند كه با عواملى مىآيند و با عوامل ديگر زايل مىشوند و اما اگر علوم روانى و فلسفى ريشه هاى اصيلى براى آن جوهرها اثبات كنند ، به وجود آوردن و نابود ساختن كلى آنها منتفى مىگردد ، ولى در صورت مضر بودن مىتوان بوسيله ى تعليم و تربيت آنها را تضعيف و در صورت مفيد بودن مىتوان تشديدش كرد . به نظر ما علوم تعليم و تربيت به اين مسئلهء اساسى تا كنون اهميتى نداده است ، گمان كردهاند كه با تشريح كلمهء عادت و خواص و احكام آن مىتوانند اين مسئلهء با