محمد تقي جعفري
173
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مسئلهء يكم - آيا رسوب يافتن جوهر مخصوص در درون يك پديدهء ضرورى و طبيعى است ؟ به نظر مىرسد كه پاسخ مثبت يا منفى به سؤال فوق بستگى به وضع روحى افراد انسانى دارد . اشخاصى كه توانايى ايجاد تحول روحى در خود نداشته باشند ، اغلب نمىتوانند از گرفتارى بيك نوع جوهر رسوب يافته نجات پيدا كنند . انعقاد جوهر مفروض در حقيقت كشف از ناتوانى پذيرش آن تحول و دگرگونى است كه از تنوع روابط او با انسان و جهان ايجاد مىگردد . بدين جهت وضع مخصوصى را در روح ثابت نگه مىدارد و در مواقع روبه رو شدن با دگرگونىها آن را پناهگاه خود قرار مىدهد . به عنوان مثال شخصى را فرض كنيم كه جوهر رسوب يافتهء روانى او اين است كه ديگران قدر و منزلت عظيم او را نمىدانند ، همه به وضع روحى عالى او جاهلند . براى چنين شخصى همواره يك حالت نگرانى از ديگران هجوم مىآورد . در اين فرض رويدادهاى انسانى در حال ارتباط با او دو نوع پيدا مىكند : نوع يكم - رويدادهايى هستند كه صريح و به طور مستقيم كشف از بىاعتنايى يك يا چند انسان به قدر و منزلت عظيم او مىكند . البته اين رويدادها اختصاص