محمد تقي جعفري
143
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
كه خود بدان رسيدهاند ، از مردم مىپرسند بىنوا آن نابغه و قهرمان انسانى كه با انتظار تصديق ديگران ، به طور ناخود آگاه ، براى واقعيت وجود خويش دنبال امضاى ديگران مىگردد ده قرن پيش از ميلاد فردى از هندوستان سرزمين عجايب ، بدون اين كه سرى بلند كند و از مردم دوران خود براى عرضهء اعتقاد به اين كه جهان ماده از اتمها تشكيل شده است تصديق بخواهد و امضا جمع آورى كند ، سر به زير افكنده و مىگويد : جهان ماده متشكل از اجزاء اتمى است . لوكيبس پيش از دموكريت و دموكريت قرنها پيش از ارنست روتوفر و جورج تومسون در گوشهاى از جايگاه خويش دست به زير چانه گذاشته و حدس مىزنند كه جهان از اتمهاى كوچك تركيب يافته است . در همان حال مردم به اصطلاح در قهوه خانه ها و مجالس خوش گذرانى مشغول جست و خيز بودند . ارسطو چند قرن پيش از ميلاد بدون انتظار آكاديمى افلاطون و لوكئوم خويش و بدون توقع امضاى آكاديمى و لوكئوم نشينان ، پديدهء اختيار ، آن شگفت انگيزترين پديدهء روان آدمى را تعريف مىكند و فهمش را به قرون آينده موكول مىسازد . براى مردان بزرگ ، تاريخ امروز بالخصوص آن اهميت را دارد كه اطاق نشيمن . اطاق محدود براى نشستن و خوابيدن چه اهميتى در مقابل جهان پهناورى هستى دارد ؟ همچنان امروز براى مردى كه به جهت اشراف به حقايق گام ببالاتر از زمان خود گذاشته است امروز و ديروز با هم در آميخته و مانند دو نقطه محدود ، در پهنهء نامحدود ديده مىشود . مطلب ديگرى كه از عظمت فوق العادهء انديشه جلال الدين كشف مىكند ، مضمونى است كه در بيت دوم از دو بيت فوق متذكر مىشود . مىگويد : « گر چه هر قرنى سخن آرى بود » آرى ، همه چيز را همگان دانند و همگان هنوز به دنيا نيامدهاند .