محمد تقي جعفري
131
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
به همين ملاك است كه مىتوان موجودى را با عظمتتر تلقى كرد ، اگر چه عنوان عليت هم پيدا نكند . شايد هم در اعماق ذهن بعضى از متفكرين كه به طور مطلق علت را از معلول عالىتر مىدانند ، همين ملاك بوده باشد ، نه ملاك عليت . در مثال بالا حيات و روح را در نظر بگيريم ، اين دو حقيقت ذاتا داراى عظمت و علو مىباشند ، وقتى كه در حال عليت قرار مىگيرند ، بعضى از متفكرين گمان مىكنند كه عنوان عليت بوده است كه عظمت به آنها بخشيده است . 8 - آيا كارهاى خداوندى از روى علت است ؟ محض مهر و داورى و رحمتند همچو حق بىعلت و بىرشوتند ( 1 ) فضل بىعلت مگر دريا بُدت زين شقاوت روى دل بر تابدت ( 2 ) اين يكى از پر غوغاترين مسائل فلسفه و علم كلام است كه از قديمترين دورانها مطرح بوده است ، گروهى مىگويند : كارهاى خداوندى به هيچ وجه تسليم علت نيست در مقابل اينان گروه ديگر مىگويند : قانون عليت يك واقعيت است كه حتى خداوند هم كارهاى خود را با قانون مزبور تطبيق مىكند . اين گونه تحقيقات در چنين مسئلهء مهم ريشهاى از توجهات و انديشه هاى معمولى دارد كه با اندك دقتى آشكار مىشود . آن چه كه از مجموع ملاحظات مربوط مىتوان نتيجه گرفت ، اين است كه : اگر مقصود از قانون عليت همان جريان اين از آن است كه در هر دورهاى از فرهنگ بشرى با شرايط ، و خصوصيات متفاوتى در حال تحول بوده است ، مسلماً در بارهء كارهاى خدا جريان ندارد ، زيرا به اضافهء اين كه تا امروز قانون عليت به تفسير نهايى خود نايل نشده است و چنان كه ماكس پلانك مىگويد : در آينده [ شايد بسيار دور ] قانون
--> ( 1 ) دفتر دوم ، ص 108 بيت 7 . . ( 2 ) دفتر سوم ، ص 180 بيت 27 . .