محمد تقي جعفري

118

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

قسم سوم - دخالت مستقيم و عرضى - در همان حال كه حقايق جهان هستى در جريان يكى از ديگرى قرار گرفته است ، در هر لحظه مشيت الهى هم توأم با آن جريان وجود دارد . قسم چهارم - دخالت مستقيم و ابداعى - به اين معنى كه سيطرهء الهى در جريانات جهان هستى مانند تسلط من به فعاليتها و جريانات است كه در صحنهء مادى مغز بروز مىكند . اين دخالت هم مستقيم و هم ابداعى است ، زيرا جهان براى خدا مانند جهان براى مشاعر و ادراكات ما مطرح نيست كه در ايجاد حوادث و سلسلهء جريانات احتياجى به طناب هيولى و زنجير زمان و بستر فضا داشته باشد ، چنان كه من انسانى در ايجاد فعاليتهاى روانى نه احتياجى به هيولى دارد و نه بعد فضايى و نه كشش جارى زمان . اشكالاتى كه به سه قسم دخالت خداوندى در جريان علل و معلولات وارد شده است ، به اين قسم چهارم به هيچ وجه وارد نخواهد بود . مسئلهء دوم - ماده و حركت با اجزاء و انواع و جرياناتى كه دارد ، پس از بروز در صحنهء هستى ، مانند نقش بستن اراده و تصميم و تفكر من انسانى است در عالم ماده كه به طور طبيعى و ضرورى از قوانين و اصول حاكم بر ماده و حركت تبعيت مىكند ، اما پيش از بروز در پهنهء هستى ، ظريفتر و والاتر از آن است كه تسليم قوانين و اصول جاريه در جهان ماده و حركت بوده و در مجراى زمان قرار بگيرد . اين نظريه را در تفكرات ابتدايى بسيار بعيد مىدانند ، حتى كسى كه معتقد بچنين عقيده‌اى بوده باشد او را متهم به ضعف عقلى در جهان بينى مىنمايند . اين استبعاد ناشى از عظمت حكمتى است كه در اين نظريه تضمين شده و ناشى از ناتوانى فكرى است كه استبعاد كنندگان آن ، دارا مىباشند ، بهر حال به نظر مىرسد كه هيچ مكتبى و نظريه‌اى جز همين مطلب كه گفتيم ، نخواهد توانست مشكلات جهان بينى را از نقطهء نظر وابستگى كل مجموعى جهان و از نظر مسئلهء زمان و فضا و بازيگرى انسان در جهان هستى . . . حل و فصل نمايد .