محمد تقي جعفري
36
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
را بر افراشتهاند . اما بدان تو خودت در حقيقت اين پرچم را بر افراشتهاى ، و حال آن كه در قلمرو حكومت ما همه نيك بخت خواهند بود و هيچ كس علم طغيان بر نخواهد افراشت و بر خلاف دوران حكومت آزادى تو ، اشخاص يكديگر را قطعه قطعه نخواهند كرد . آه ، اما سرانجام آنان را متقاعد خواهيم كرد ، تنها هنگامى براستى آزاد خواهند شد كه براى خاطر ما از آزادى خود چشم بپوشند و در مقابل ما تسليم شوند . بسيار خوب آيا درست مىگويم يا اين كه ما دروغ گفتهايم ؟ آنان خود يقين حاصل خواهند كرد كه ما حق داريم ، زيرا به ياد خواهند آورد كه آزادى تو آنان را دچار چه بردگى و چه نوميدى وحشت انگيزى نموده بود . آزادى و آزادى فكر و علم و دانش آنان را در چنان لجن زارهايى گمراه كرده بود و آنان را در مقابل چنان اعجازها و اسرارى قرار داده بود كه عدهاى علم طغيان بر افراشته و خشمگين به جان ديگران افتاده و ديگران نيز كه ضعيفتر بودهاند به حال دژم به سوى ما خزيده و بپاى ما افتاده و چنين فرياد بر آوردهاند : « آرى حق با شماست تنها شما راز او را در اختيار داريد ، ما به سوى شما مىآييم . ما را از دست خودمان نجات دهيد » . آنان با دريافت نان از دست ما بدون شبهه با نهايت وضوح در خواهند يافت ما نانى را كه از كار خودشان به دست آمده است مىگيريم ، تا بدون هيچ معجزهاى آن را بين آنان تقسيم كنيم و يقين حاصل خواهند كرد ما سنگ را بنان تبديل نمىكنيم ، اما آن چه بيشتر موجب سعادت و خوشوقتى آنان است خود نان نيست ، بلكه دريافت آن از دستهاى ما است ، زيرا به ياد خواهند آورد كه قبلًا بدون ما نانى كه تهيه مىكردند در دستشان تبديل به سنگ مىشد و حال آن كه پس از روى آوردن به سوى ما همين سنگها تبديل بنان مىشود و آن گاه است كه بنفع خودشان در تسليم شدن به ما پى خواهند برد و مادام كه افراد بشر اين نكته را در نيابند بد بخت خواهند بود .