محمد تقي جعفري

27

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

كندن در پيرامون برج خود سرانجام نزد ما خواهند آمد . آرى آنها حتى در زير زمين ، در زير مقبره ها ( زيرا بار ديگر ما را اذيت و شكنجه خواهند كرد ) تجسس خواهند نمود و هنگامى كه ما را يافتند با تضرع خواهند گفت : « به ما غذا بدهيد زيرا كسانى كه به ما آتش آسمان وعده داده بودند ، آن را به ما ندادند » آن گاه ما برج را بپايان خواهيم رساند ، زيرا كسى اين برج را تمام خواهد كرد كه به آنان غذا بدهد و تنها ما هستيم كه به آنان غذا خواهيم داد . البته مىگوييم تو داده‌اى ولى دروغ گفته‌ايم . آه هرگز هرگز آنان بدون ما قادر بتامين معاش خود نخواهند شد و مادام كه آزادند هيچ علمى به آنان نان نخواهند داد و سرانجام آزادى خود را بپاى ما نثار خواهند كرد و به ما خواهند گفت : « ما را ببردگى قبول كنيد ولى به ما غذا بدهيد » و بدين طريق درك خواهند كرد كه آزادى با تأمين نان براى همهء افراد بشر سازگار نيست ، زيرا افراد بشر هرگز موفق نخواهند شد نان را به طور عادلانه بين خود تقسيم كنند . علاوه بر اين سرانجام اطمينان خواهند يافت كه هرگز قادر به به دست آوردن آزادى نخواهند گرديد ، زيرا بيش از حد ناتوان و منحط و بد بخت و عاصى هستند . تو به آنان نان آسمانى را وعده كرده‌اى اما بار ديگر مىگويم : آيا در مقابل مقايسه ديده گان نژاد ناتوان و حق ناشناس و فاسد انسانى اين نان آسمانى با نان زمينى قابل مقايسه تواند بود ؟ و هر گاه هزاران و ده ها هزار تن به عنوان به دست آوردن آزادى نان آسمانى را بر نان زمينى برترى دهند چه خواهد رفت ؟ تنها چندين ده هزار افراد برتر و نيرومند جزء عزيزان تو در خواهند آمد و سايرين كه به اندازه شنهاى بيابان فراوانند يعنى ضعيفانى كه با اين همه تو را دوست دارند ، آيا جز آن است كه براى بزرگان و نيرومندان حكم مواد خامى را خواهند يافت ؟ و حال آن كه براى ما ناتوانان نيز عزيز هستند . البته آنان افراد عاصى و فاسد مىباشند ، ليكن سرانجام از در اطاعت در خواهند